آقای بزرگ ناطقی اسکی، ژاندارم دهه ی سی خورشیدی
آقای بزرگ ناطقی اسکی، ژاندارم دهه ی بیست خورشیدی
با تشکر از آقای محمدرضا مرتضوی شاهاندشتی برای این عکس
این نقاشی توسط آقای جیمز بیلی فریزر ، سیاح اسکاتلندی از پل دوازده چشمه ی آمل در سالهای 1822 تا 1825 میلادی (حدود 190 سال پیش و به عبارت دیگر در دوره ی حکومت فتحعلی شاه قاجار) ترسیم شده است.
منبع:
دانش آموزان سیکل اول دبیرستان پهلوی آمل (سال 1318 خورشیدی)
با سپاس از جناب آقای منوچهر دانشمند برای انتشار این عکس، در ادامه توضیح ایشان برای این عکس آورده می شود:
یکی از زیباترین عکس های دانش آموزان سیکل اول دبیرستان پهلوی آمل در سال 1318 شمسی در افتتاح ساختمان کنونی.
در سمت چپ ، آقای ورزنده دبیر ورزش ودر سمت راست آقای بطحایی همدانی رئیس دبیرستان . تعداد دانش آموزان 17 نفر در سه کلاس هفتم و هشتم و نهم و در پشت سر مستخدم دبیرستان دیده می شوند.
دونفر نشسته : از راست بطحایی از اهالی همدان وفارغ التحصیل دارالمعلمین دارالفنون تهران ، در سال 1316 شروع معلمی را در آمل انجام دادند ومدیر دبیرستان پهلوی آمل و دومی ورزنده از اهالی دامغان و به عنوان دبیر ورزش و شروع کار در 1314 و با خانواده امیر صالحی اسکی ازدواج کرد و آملی شد .
شاگردان 17 نفرند که به ترتیب در سه کلاس سیکل اول دبیرستان را تشکیل می دهند . ودر1314 دو اطاق مسکونی آقای تیمور کیانی واقع در اسپه کلا ی آمل به مدت 4 سال یعنی در سال 1318 که ساختمان دبیرستان پهلوی آمل ساخته ومورد بهره برداری قرار گرفت به آنجا منتقل میشوند .
جمع شاگردان در سال 1318 به 17 نفر میرسد که در سه کلاس سیکل اول متوسطه مشغول تحصیل بودند .

در این پست، برخی شغل هایی که در گذشته در شهر رواج داشته به قلم شیرین آقای عبدالله قهقایی و برای حفظ اصالت و صمیمیت قلم ایشان، عین متن ها به قلم ایشان آورده می شود:
شغل چلنگری:
حدادی، تفنگ سازی، قفل سازي
شاغل آق عمو فضل الله کاویانپور (به فامیلی کاویان توجه فرمائید ،اسم با مسما یعنی این محل کار زیر زمین خانه ی مسکونی، كوچه برزگرآمل .
محل کارگاه اینطوری بود:
یک میز کار چوبی حدودا یکمتر در دومتر .رویش دوتا گیره یکی بزرگ و قوی و دیگری کوچک و ظریف.یک کوره ی اتشخونه ی دودکش دار با یک دمی وصل شده به آن و تعدادی انبر های مختلف و زیرش مخزن ذغال سنگ .ویک سندان نه خیلی بزرگ که روی کنده چوبی نصب بود. کنار میز کار انواع چکش، انبر دست و پیج گوشتی و اره کمون و بسیاری ابزار ریز و درشت.
بر روی دیوار این چیزا آویزان بود یکی دوتا طپانچه، دوسه تا تفنگ شکاری ، چتر وعصا ودر کنار میز کار، طبقه ی چوبی اي که بر روی اون تعدادی قفل به فرمهای مختلف .تعدادی کلید و چیزا ی آهنی یا فلزی دیگری که برای تعمیر آورده بودند.
از شاگرداي عمو فضل الله مي توان از اوس حسن حداد( به فاميلي توجه كنيد) نام برد كه از دهه ي ٣٠ روبروي شهرباني آمل مغازه ي چلنگري داشت.
شغل رنگرزی
شاغل یکی از دو برادران بهمن نژاد که همیشه فکر میکردم برادر بزرگتر است ولی اونو از نظر جثه کوچکتر میدیدم. محل داخل کوچه برزگر آمل و جلوی خونه ی خودشون .مغازه ای دو دهنه ولی با عرض کم جمعا شک دارم به 4.5 متر میرسید. درب مغازه تخته ای بدون رنگ معروف به (لت) که تعدادی تخته داخل شیاری کنار همدیگه قرار میگرفتند تا مغازه را بپوشاند و آخرش یک زنجیر و قفل از آن قفلهائی که کلید بزرگ پیچی داشت و برای بستن و باز کردن یک عالمه باید میپیچاندی.
ابزار کار ایشان دو پاتیل (دیک بزرگ مسی نیم کروی) که بر روی پیش خوان نصب بود و زیرش با هیزم روشن میشد تا آب جوش بیاید وبعد از آن هیزم خارج و همان آتش باقیمانده کافی بود تا رنگ ریخته در آب حل شود و آنگاه پارچه ،لباس ،اعم از زنانه و مردانه و بچه گانه و انواغ نخ پنبه ای یا پشمی و…در آن گذاشته شود و رنگ گیرد و بیرون آید و آنگاه آویزان شود تا اولا رنگ بر آن بنشیند و خشگ شود . سپس با چندین بار شستن، موجب شود تا رنگ اضافه برود که بدن رنگی نشود .
جلوی مغازه ایشان همیشه نخ و لباس رنگ شده آویزان بود و دیده میشد .گاهی از ترکیب رنگهای متنوع آن خیلی کیف میکردم علیرغم اینکه کور رنگی داشتم و دارم .ولی اکثرا رنگ سیاه و لاجوردی بود.بقیه ی وسایل و ابزار کار ترازوی کوچک ،چندین قوطی پودر رنگ،چندین وسیله ی چوبی مثل کترا و چنگال و چندتایی چنگوم لباس (جائی برای آویزان کردن لباس رنگ شده).
شغل چینی بند زن
شاغل اوس عباس ،محل كار بین مغاز ه امینی وقاسمی روبروی ژاندار مری .این پیر مرد بساطی در کنار خیابان داشت و ابزارش حلبی روغن نباتی و سیم نازک گالوانیزه و قیچی تیز برای بریدن حلبی به پهنای حدود 3-4 میلیمتر تا حد اکثر نیم سانت به طول مورد نیاز برای ( وطه کردن ) قوری شکسته .انبر دست معمولی و دم باریک ومواد مصرفی برای ساختن چسب مورد نیاز که همان ساروج است سفیده ی تحم مرغ و آهک زنده .ایشان چینی و بلور های شکسته را بهم وصل میکردند و تحویل میدادند .تبحر خاصی هم در درست کردن لوله قوری با حلبي داشت .ضمنا هر چیز قابل تعمیر مثل چتر و عصا و… را نیز تعمیر میکرد.
سفال سر کر
بنا با یکی دو سه کارگر .ابزار کار کمچه ، طناب و زنبیل.
مواد مصرفی آهک و نمیدونم چی .شاید کاه نرم .شاید خاسوج و یا چی؟(اگر ميدانيد لطفا بنويسيد) که ملاتی سفید رنک ساخته میشد و برای فیکس کردن سفالهای لبه ی کار استفاده میشد.(اخیرا میراث فرهنگی آمل یک خونه ای را در پائین بازا ر یا پائین نیاکی محله باز سازی سنتی کرده و سقفش را سفال کرد اما ملاط مصرفی برای چشم آشنا به پوشش سفال آنقدر نا مانوسه که کار را کاملا بی ارزش کرده بود .رنگ ملاط خاکستری مثل مخلوط سیمان سفید با پودر سنگ. خودم دیدم حضور ذهن ندارم آدرس دقیق بدم )ببخشید بیراهه رفتم.پوشش سفال بنا به دلایل مختلف از جمله، سنگ پرت کردن ما بچه ها و يا راه رفتن روي آن می شکست و از آن محل آب باران وارد میشد. تخته و چوب زیرش را می پوساند این روند به جائی ختم می شد که در روزهای بارانی باید هرچه کاسه و قابلمه و طشت داشتیم داخل اتاق و محل چکه ها میگذاشتیم تا تمام زندگی خیس نشود.وقتی کار به اینجا میرسید سفال سر کر مي آمد و سفالها را با زنبیل میداد پائین تمیز میکردند .خرابی چوب و تخته ی زیرش را تعمیر میکردند ودوباره سفالها میرفت بالا و پهن میشد و کسری که حتما به وجو د می آمد تامین میشد و کار تمام .استاد این فن که میدانم اصالتا آملی نیست را میشناختم لاغر اندام .کمی هم می لنگید، کلاه شاپو داشت و زیرش چند تار شوید بلند به اسم مو .ودستانش هم کمی بی رج.این استاد سفال سرگری را در تمام آمل در حال کار می دیدم .علاوه بر این استاد حرفه ای، بنا ها ی محلی هر منطقه و کوچه نسبت به تعمیرات جزئی و لکه ای اقدام میکردند که در كوچه برزگر آمل استاد رمضان بنا که نرسیده به حمام هاشمی می نشست این زحمت را میکشید.
شغل آهه سر کري
پوشش خونه ها قبل از اینکه سفالی باب شود با استفاده از یک گیاه باریک برگ به نام محلی آهه. که محل رویش آن در روی مرز برنجزارها و کاله ها بود پوشیده میشد .شیروانی خونه ها را پس از نجاری کردن با لله (نی)می پوشاندند و از لبه ی کار دسته های به قطر حدود 15 سانتی آهه را پهن میکردند تا همه جای شیروانی پوشیده شود با این آهه ضخامت پوشش سقف بین بیست و پنج تا سی سانت میشد که هم از ورود باران و چکه ی آن جلو گیری میکرد و هم عایق بسار خوب گرما و سر ما بود این آهه شاید حدود دهسال کار میکرد که به دلیل پوسیدگی باید تعویض میشد .گاهی به ناچار تعمیراتی انجام میشد که خیلی موثر نبو د و با تکه های مشما و پلاستیک که اونوقتا اصلا به فراوانی الان نبود وصله کاری میکردند. استاد کار هم همان روستائي هائی بودند،که خودشان لله و آهه را می چیدند و می آوردند و نصب میکردند .من کسی را به اسم و رسم در محل نمی شناختم .
یک گریزی به شیطنت ما بچه هاي آن دوره در ارتباط با آهه بزنم و اقرار کنم، تا با خاطری آسوده و با این اعتقاد که حالا با این اقرار، این گناهمان پاک شد از دار دنیا برویم.
و آن اینکه برای ساختن بادبادک و برای تامین قسمت کمان بادبادك، از مغز آهه که در حقیقت ساقه ی آهه بود استفاده میکردیم که اگر نمی توانستیم برویم جائی که آهه وجود دارد و بچینیم، ناچار دست به دزدی آهه ی شیروانی کسی میزدیم و به خاطر اینکه آهه کمتر آفتاب و وارش( باران) خورده باشد و موقع هوا کردن بادبادک نشکند، از آهه های زیرین پوشش بر میداشتیم و پوشش آهه را آسیب پذیر میکردیم.(آخه راحت شدم چون با ونگ بلند همه شاهدید اقرار به گناه کردم !!.
مرجع:
http://ghahghaei.blogfa.com/
قاسم هاشمینژاد (زادهٔ ۱۳۱۹ – درگذشتهٔ ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ در تهران) نویسنده، روزنامهنگار، مصحح و مترجم ایرانی بود. او در دههٔ ۱۳۴۰ در روزنامهٔ آیندگان نقد ادبی مینوشت و در سال ۱۳۵۸ یکی از بهترین رمانهای پلیسی ایران را با نام فیل در تاریکی نوشت که مشهورترین اثر وی نیز بهشمار میرود.
زندگینامه
قاسم هاشمینژاد در سال ۱۳۱۹ در آمل زاده شد. مادربزرگ وی خیرالنساء هاشمینژاد زنی بود روستایی از طبرستان که قاسم هاشمینژاد زندگی وی را در پوششی رازآمیز در داستان «خیرالنساء (۱۲۷۰–۱۳۶۷): یک سرگذشت» خود نوشتهاست.
وی از دراویش نعمتاللهی گنابادی بود و مورد لطف بزرگان این سلسله قرار داشت. او در ۱۳ فروردین ۱۳۹۵ شمسی، بر اثر عفونت ریه و سرطان در تهران درگذشت.
به گزارش «آرتنا»، هنوز خیلی بزرگ نشده بود که سایه ی مهر پدری از سرش دور شد و در دامان عطوفت مادری فهیم و فداکار و با ولایت عموهای بزرگوارش مراحل رشد را به تدریج طی کرد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در آمل به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل به تهران رفت و در رشته ی اقتصاد فارغ التحصیل شد و سپس با اشتغال در روزنامه ی آیندگان به عنوان منتقد هنری – ادبی در تهران مقیم شد. از کارهای خارق عادت او این که پس از رهایی از روزنامه ی آیندگان و ترک روزنامه نگاری به انگلستان رفت و در رشته ی روزنامه نگاری به تحصیل مشغول شد. به زبان های انگلیسی و پهلوی تسلط دارد. طرفه این که زبان پهلوی را در مدت سه سال و به تنهایی (فقط با راهنمایی استاد راشد محصل در فونتیک واژگان) آموخته است. از هاشمی نژاد آثار فراوانی به نظم و نثر انتشار یافته، مقداری نیز تاکنون اجازه ی انتشار نیافته است. این شاعر، داستان نويس و پژوهشگر ادبی پس از تحمل بيماری بلند مدت، دیروز سيزدهم فرودين ١٣٩۵درگذشت.
از او کتاب های بسياری در زمينه های شعر، داستان و تحقيقات ادبی به چاپ رسيده است. تک چهره دردو قاب، پريخوانی، گواهی عاشق اگر بپذيرند، فيل در تاريکی، خيرالنسا، عشق گوش عشق گوشواره، سيبي و دو آينه، گزارش فارسی کتاب ايوب و ترجمه ی کارنامه اردشير بابکان از جمله عناوين آثار اوست.
یکی از کسانی که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران خود دست به قلم داشت و رمان و داستان مینوشت، اما در نقدنویسی هم قریحهٔ خود را نشان داد قاسم هاشمینژاد بود. او برای مدتی کوتاه در دههٔ ۱۳۴۰ و در سال ۱۳۵۱ در روزنامهٔ آیندگان نقدهای ادبی روشنگرانهای مینوشت و به تحلیل محتوا و ساختار آثار داستانی میپرداخت. نقدهایی که او بر آثار هوشنگ گلشیری نوشت، موجب شد که آن آثار شهرت فراوانی پیدا کنند. هاشمینژاد و شمیم بهار و جوان با استعداد دیگری به نام حسین رازی، منتقدانی بودند که هم در زمینهٔ نقد ادبی و هم نقد سینمایی و زمینههای دیگر خوش درخشیدند و آثار قابل ملاحظهای نوشتند، اما زود از صحنهٔ ادبی خارج شدند و با وجود امکانات زیاد، کتابی از مجموعه آثار خود منتشر نکردند.
گفتوگوهای هاشمینژاد با نویسندگانی چون ابراهیم گلستان و هوشنگ گلشیری که سالها پیش انجام شده هنوز از بهترین گفتوگوهایی است که از این نویسندگان منتشر شدهاست.
در زمینهٔ داستان ویرایش
رمان فیل در تاریکی هاشمینژاد، رمانی است که بسیاری از منتقدان آن را از بهترین آثار داستانی ایرانی در ژانر پلیسی دانستهاند. یکی از نکات مهم این رمان، خلق لهجههای مختلف در زبان فارسی است که در ادبیات فارسی بیسابقه بود و بتوان در کنار فارسی شکر است محمدعلی جمالزاده به عنوان آثار موفق در این زمینه از آن نام برد.نعمت حقیقی از این رمان فیلمی ساخت با بازی فرامرز قریبیان که این فیلم هیچگاه به پایان نرسید.
نثر هاشمینژاد نثری است حسابشده که آرایههای کهنهنما سنگینش نکردهاست.
در زمینهٔ عرفان ویرایش
عرفان و تصوف از دیگر حوزههایی است که هاشمینژاد در کنار نقد و ترجمه و قصهنویسی به آن پرداختهاست. از کتابهای او در این زمینه میتوان از کتاب «سیبی و دو آینه» نام برد که کتابی است «در مقامات و مناقب عارفان فرهمند». هاشمینژاد در این کتاب به زندگی، آثار و عقاید عارفان بزرگ پرداختهاست و در چهار بخش سرنگاشت، روایتها، کمینهها و گزیدهگوییها، هر یک از این عارفان نامآشنا را به خوانندهٔ علاقهمند به حوزهٔ عرفان معرفی کردهاست. حسین منصور حلاج، بایزید بسطامی، ابراهیم ادهم، رابعه ادویه، ابوسعید ابیالخیر و ابوبکر بلخی از جمله عارفانیاند که در این کتاب به معرفی زندگی، افکار و آثارشان پرداخته شدهاست.
فعالیتهای ادبی
نقد ادبی
هاشمینژاد از کسانی بود که پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، خود دست به قلم داشت و رمان و داستان مینوشت، اما در نقدنویسی هم قریحهٔ خود را نشان داد. او برای مدتی کوتاه در دههٔ ۱۳۴۰ و در سال ۱۳۵۱ در روزنامهٔ آیندگان نقدهای ادبی روشنگرانهای مینوشت و در صفحهای با عنوان «عیارسنجی کتاب» به تحلیل محتوا و ساختار آثار داستانی میپرداخت. نقدهایی که او بر آثار هوشنگ گلشیرینوشت، موجب شد که آن آثار شهرت فراوانی پیدا کنند. هاشمینژاد و شمیم بهار و جوان بااستعداد دیگری به نام حسین رازی، منتقدانی بودند که هم در زمینهٔ نقد ادبی و هم نقد سینمایی و زمینههای دیگر خوش درخشیدند و آثار قابلملاحظهای نوشتند، اما زود از صحنهٔ ادبی خارج شدند و با وجود امکانات زیاد، کتابی از مجموعه آثار خود منتشر نکردند.
گفتوگوهای هاشمینژاد با نویسندگانی چون ابراهیم گلستان و هوشنگ گلشیری که سالها پیش انجام شده، هنوز از بهترین گفتوگوهاییست که از این نویسندگان منتشر شدهاست.
داستان
رمان فیل در تاریکی هاشمینژاد، رمانی است که بسیاری از منتقدان آن را از بهترین آثار داستانی ایرانی در ژانر پلیسی دانستهاند. یکی از نکات مهم این رمان، خلق لهجههای مختلف در زبان فارسی است که در ادبیات فارسی بیسابقه بود و بتوان در کنار فارسی شکر است محمدعلی جمالزاده به عنوان آثار موفق در این زمینه از آن نام برد. نعمت حقیقی از این رمان فیلمی ساخت با بازی فرامرز قریبیانکه این فیلم هیچگاه به پایان نرسید.
نثر هاشمینژاد نثری است حسابشده که آرایههای کهنهنما سنگینش نکردهاست.
عرفان
عرفان و تصوف از دیگر حوزههاییست که هاشمینژاد در کنار نقد و ترجمه و قصهنویسی به آن پرداختهاست. از کتابهای او در این زمینه میتوان از سیبی و دو آینه نام برد که کتابیست «در مقامات و مناقب عارفان فرهمند». هاشمینژاد در این کتاب به زندگی، آثار و عقاید عارفان بزرگ پرداختهاست و در چهار بخشِ سرنگاشت، روایتها، کمینهها و گزیدهگوییها، هریک از این عارفان نامآشنا را به خوانندهٔ علاقهمند به حوزهٔ عرفان معرفی کردهاست. حسین منصور حلاج، بایزید بسطامی، ابراهیم ادهم، رابعه ادویه، ابوسعید ابیالخیر و ابوبکر بلخی از جمله عارفانیاند که در این کتاب به معرفی زندگی، افکار و آثارشان پرداخته شدهاست.