نامه مصدق در پاسخ نامه آقای عزت الله نجفی – 1342

nameh-mosaddegh

نامه مصدق در پاسخ نامه آقای عزت الله نجفی

(یکی از بازاریان آمل که حتی پس از حصر و تبعید مصدق هم با وی ارتباط داشت)

بابا رمضان خیابان های آمل دهه 40 خورشیدی

11

بابا رمضان خیابان های آمل

دهه 40 خورشیدی

در زیر توضیح آقای عبدالله قهقایی در باره وی آورده می شود:

او شاید معروف ترین و یا یکی از معروفترین عشاق شهر بود . نام معشوقش (مهری ) بود.

گویا به وصلش نرسید و سر به بیابان گذاشت ! جلوی بیمارستان پهلوی (امامرضای فعلی) سر در آورد و گوشه ی پیاده رو نشست و رهگذران، دهشاهی – یک قرون به او کمک می کردند. گویا زبل ها ی شهر سر از رازش در آوردند و موقع دادن دهشاهی در گوشش پچ میزدند (مهری ، مه شه ).  با شنیدن این جمله عاشق دلخسته ی شهر عصبانی می شد و ضمن اینکه فحش و فحش کاری راه می انداخت ، با سنگی که بزرگتر از مشت دستش بود بر موضعی از بدنش میکوفت و از درد فریاد میزد.

لختی نگذشته رهگذری دیگر و اعانه ی دهشاهی و پچ (مهری، مه شه ) و این بار هم تکرار عملکرد این عاشق دلداده که با سنگ و بسیار محکم به عضو تقصیر کار بدنش که موجب عاشقی اش !!!شده می کوفت و از درد فریاد می زد. حاصل این فرایند معروضه، چیزی نبود جز عضوی به اندازه و گردی یک توپ والیبال در شلوار این متکدی عاشق مهری .
باور کنید همه آملیهای قدیمی او را میشناسند و حد اقل یکبار در کاسه اش سکه ای و در گوشش (مهری، مه شه ای) را زمزمه کرده اند . نام این عاشق {گج رمضون ،به کسر -گ-} بود.

منبع:

http://ghahghaei.blogfa.com/post/31