دکتر عبدالله خان احمدیه

tn d.ahmadi2 دکتر عبدالله خان احمدیه

دکتر احمدیه از پزشکان کهن ایران زمین است که با پایدار نگه داشتن پایه های طب قدیم در کشور، نامش بر صفحات تاریخ پزشکی ایران باقی خواهد ماند. تاریخچه ای از زندگی این پزشک نامی ایران زمین از نظرتان می گذرد :

 

دکتر عبدالله خان احمدیه که سزاست به پاس دانش، پژوهش و منش فرزانه اش حکیم احمدیه نامیده شود، به سال ۱۲۶۵ شمسی در شهر آمل متولد شد. عبدالله دوران کودکی و نوجوانیش را در آمل گذراند و آغازینه های دانش آموزی را به روال آیین آن دوران در مکتب متداول زمان سپری کرد. هنگامی که امیرمکرم، حاکم مازندران، مرحوم صحت الملک را برای تربیت و آموزش فرزندش به آمل دعوت کرد تا دیرگاهی در آن دیار اقامت گزیند،

 

امیر مکرم که تیزهوشی عبدالله را در فراگیری دروس شنیده بود، پشنهاد کرد تا صحت الملک او را نیز آموزش دهد. پیشرفت تحصیلی و فراست این نوجوان چنان استاد را فریفته ساخت که به هنگام بازگشت به تهران، با اجازه والدینش او را با خود برد تا در دارالفنون تحصیل کند. احمدیه تحصیلات متوسط خود را در آنجا به پایان برد و برای ادامه تحصیل به مدرسه طب دارالفنون رفت. در آن دوران در مدرسه طب دارالفنون در حکم دانشکده پزشکی امروز بود و پزشکی را اساتیدی ایرانی چون دکتر حکیم اعظم و دکتر امیراعلم و اساتید فرانسوی چون پروفسور گاله، گاشه، مولر و ژرژ تدریس می کردند.

 

عبدالله احمدیه سال های تحصیل را سپری کرد و در سال ۱۲۹۴ شمسی (۱۳۳۳ هجری قمری) مدرک دیپلم دکترای خویش را دریافت کرد و سپس به کارورزی در بیمارستان پرداخت. بیمارستان نظامی احمدیه نخستین طبابت گاه او به شمار می آید. از این رو به خدمت ارتش نیز در آمد و به درجه سرگردی (ماژوری) نایل شد. چندی نگذشت که از ارتش خارج شد و به مسافرت ها و ماموریت های اداری روی آورد. سپس به تدریس تاریخ طبیعی پزشکی، انگل شناسی و زیست شناسی در مدرسه طب پرداخت و موفقیت های علمی بسیاری کسب کرد. ریاست قرنطینه بندر پهلوی آن زمان را مدتی به عهده گرفت و زمانی نیز ریاست بهداری خراسان به او پیشنهاد داده شد که وی نپذیرفت. در سال ۱۳۱۴ شمسی سفری به اروپا کرد. او پس از بازگشت به یکباره از تدریس و کار اداری کناره گرفت و تنها آزادانه به طباطت در مطب شخصی خویش پرداخت.

 

عبدالله احمدیه با دید تیزبینی که داشت نیک دریافته بود که گنج بزرگی در زیر کتابهای خاک خورده خطی پزشکی کهن نهفته است. دکتر احمدیه در ۴۴ سال مطب داری احمدیه وار و برخورد نزدیک با بیماران، میراث گرانقدری برای نسل ایرانی در زمان خود و پس از آن برای آیندگان به یادگار نهاد. شیوه او در برخورد با بیماران و پژوهش هایش، به تنهایی رساله ای مستقل می طلبد. دست رد به سینه کسی نمی زد و از کسی مبلغ مشخصی دریافت نمی کرد. صندوقچه ای بود که هر کس می توانست بنا به وسع و توانایی اش، حق العلاج را می پرداخت. گرچه برخی نیز علاوه بر عدم پرداخت هزینه درمان، از وی داروی رایگان و حواله ذغال و حتی پول دریافت می کردند. ثبت یادداشت های روزانه دکتر احمدیه و شوق او در آموختن و شیفتگی روزافزونش، باید الگوی پزشکان پژوهشگر باشد.

 

دکتر احمدیه کلیشه ای بیماران را نمی دید. کلیشه ای مطالعه نمی کرد. مطالعه او مقایسه ای و تجربی و بالینی بود. یادداشت تاریخ مراجعات بیمار، نام و شغل آنها و حتی میزان داروهای داده شده و پیگیری او تا پایان درمان او را در میان پزشکان سیصد سال اخیر ایران در جایگاهی ویژه نشانده است. دکتر احمدیه با نگارش راز درمان در سه جلد و یادداشت های دیگری که امید است روزی منتشر شود، از سقوط قطعی دانش پزشکی کهن جلوگیری کرد و با ابزار پزشکی نوین و خرد ورزی و تلاش پیگیر، پزشکی دیرینه را آبرویی تازه بخشید. عبدالله احمدیه نامش بر برگ های تاریخ پزشکی ایران و جهان اسلام باقی خواهد ماند.

 

اگر روزی آثار او به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی ترجمه شود، بار دیگر ثابت خواهد شد، ایران سرزمین رازی پرور، بوعلی سینا پرور و جرجانی پرور است. دکتر احمدیه در چهارم مرداد ۱۳۳۸ در سن ۷۳ سالگی به سرای باقی شتافت و در امامزاده عبدالله به خاک سپرده شد. زنده نگهداشتن نام احمدیه، دلگرمی بخش فرزانگان گمنامی است تا بدانند دانش و پژوهش، نیکمردی و نیکنامی فراموش ناشدنی است.

 

 

————  نوشته آقاى دکتر فرامرز گودرزى معاونت مرکز پزشکى قانونى ایران ————-

 دکتر احمدیه و روش او

 

در محله قدیمى سرچشمه تهران، در اول پامنار، سالیان دراز مردى گشاده‌روى با چهره‌اى شادان و صدائى آرام و اطمینان‌بخش مطب داشت. بیمار در همان برخورد اول با دیدن چشمان نافذ و نگاه اطمینان‌بخش او، آرامش خیالى در خود احساس مى‌کرد. قامت خدنگ مردانه و دستى که با گرمى دست بیمار را از هر طبقه که بود مى‌فشرد یا به نوازش بسر کودکان رنجدیده کشیده مى‌شد، به بیمار این دلگرمى را مى‌داد که درمانگر دردهاى خود را یافته است و کلید پایان‌بخش رنجهاى او در دست این طبیب حاذق با صفاست.

این پزشک نامدار که بیماران را با رفتار خوش خویش از صمیم قلب شیفته خود و امیدوار به شفاى عاجل و تسکین آلامشان مى‌نمود، دکتر عبد اللّه احمدیه آخرین مزد از سلالۀ نامدارانى چون فارابى، رازى و ابو على سینا و شاگرد شایسته و وارث بحق آنان بود.

بیمارانش او را بطور خودمانى”دکتر عبد اللّه خان”مى‌نامیدند و او چقدر غرق شادى و سرور مى‌شد که در کوچه و خیابان مردم با دیدن او به استقبالش مى‌شتافتند و از او اظهار رضایت مى‌کردند. او را بهم نشان مى‌دادند و مى‌گفتند”دکتر عبد اللّه خان، دکتر عبد اللّه خان احمدیه”. مطب او در یکى از شلوغ‌ترین و پر سروصداترین محلات تهران آن روز قرار داشت و مرکز رفت و آمد روستائیان ساده دل و مردم عادى کوچه و بازار بود. او با آنکه از خانواده‌اى ثروتمند بدنیا آمده بود و نیاز مادى چندانى بدرآمد مطب خود نداشت و بیماران متمکن او که از متشخص‌ترین خانواده‌هاى آن دوران بودند بارها و بارها با تضمین و تأمین درآمد هنگفتى او را تشویق به دائر کردن مطب در خیابان‌هاى جدید الاحداث و اعیان‌نشین شمال شهر مى‌نمودند، هیچ‌گاه از پامنار و طبقه زحمتکش و مردم بینواى آن دست برنداشت.

سرماى سخت زمستان و گرماى توانفرساى تابستان آنهم با وسائل نقلیه آن روزگار و عدم وجود امکانات رفاهى هیچ زمان موجب تعطیل یا تأخیر در رفتن او به مطب نمى‌شد.

او وسواس عجیبى داشت که سر ساعت در مطب خود حاضر شود و تا دیرگاه در آنجا بنشیند و با حوصله به گفته بیماران خود گوش کند و به درمان آنان بپردازد. در بین بیماران مطب او همه جور آدمى را مى‌شد دید. از امراى نامدار لشکرى و کشورى آن روزگار، روحانیان، تجار عمده، مالکان ثروتمند، دانشمندان بنام، اساتید دانشگاه و پزشکان عالیقدر گرفته تا محروم‌ترین مردم این شهر بلکه این کشور پهناور به او مراجعه مى‌نمودند و او همه را در همان اتاق ساده معاینه خود مى‌پذیرفت و فقیر و غنى در مطب وى از تجربه و حذاقت او یکسان برخوردار مى‌شدند.

شکایت اغلب بیماران شمال شهرى او آن بود که مطب دکتر عبد اللّه خان”نظم و ترتیب ندارد”. و آنها راست مى‌گفتند. براى دکتر عبد اللّه خان یک کارگر ساده بیمار همان ارزشى را داشت که فى المثل کارفرماى اعیان او، بنابراین گرفتن نوبت تلفنى یا آمدن راننده فلان وزیر یا وکیل براى نشستن در مطب و حفظ نوبت براى آقا معنى نداشت. اغلب نوبت با کسانى بود که دردمندتر بودند و خود دکتر درب اتاق معاینه را باز مى‌کرد و با یک نگاه به بیماران، دردمندترین آنان را براى مداوا به اتاق دعوت مى‌نمود. قیافه مطلوب یا غیر مطلوب ظاهرى یا سرووضع آراسته و غیر آراسته در این مورد اثرى نمى‌بخشید.

گرفتن حق العلاج نیز در مطب دکتر احمدیه ضابطه خاصى نداشت. هرکس پول داشت هر چقدر مى‌خواست مى‌پرداخت. بسیارى علاوه بر عدم پرداخت”ویزیت”داروى خود را نیز رایگان دریافت مى‌نمودند. دراین‌مورد استاد در گوشه‌اى از نسخه جمله‌اى خطاب به “داروخانه جوهرچى”که در همسایگى مطب در سرچشمه قرار داشت و متصدى آن مردى فاضل و وارسته و همانند دکتر احمدیه بى‌اعننا به مال و منال دنیوى بود مى‌نوشت.

یک روز در اواخر پائیز  ١٣٣٣  هنگامى که دانشجوى پزشکى دانشگاه شیراز بودم براى خداحافظى و کسب اجازه سفر شیراز، به خدمت استاد رفتم. او مرا با خود بداخل مطب برد تا چند جلد کتاب از جمله کتاب”راز درمان”را براى کتابخانه دانشکده پزشکى شیراز هدیه کند. آن روز شاهد بودم که بیماران شمارۀ یک تا هجده وى مجانى درمان شدند. حواله داروى رایگان نیز دریافت داشتند. چند تن پیرمرد و پیرزن هم براى دریافت وجه خرید خاکه ذغال و عده‌اى براى دریافت کمک هزینه تحصیلى کودکان خود و پول لباس آنان مراجعه نموده بودند.

من فضولى نموده به مقتضاى جوانى و خامى و ناپختگى در این مورد به دکتر احمدیه اعتراض کردم. استاد که لبخند همیشگى خود را بر لب داشت چیزى نگفت. بیمار شمارۀ  ١٩  امیرى از ارتش بود. پس از دریافت دستور دارو، مقدارى پول روى میز گذاشت و از اتاق خارج شد. استاد به من دستور داد که پول را بردار و بشمار. حساب کردم صد و هشتاد تومان بود. من هنوز بر اعتراض خود باقى بودم که دکتر احمدیه ضمن روبوسى و خداحافظى  و مشایعت من تا سر پله‌ها، آن پول را با مقدارى وجه دیگر که از جیب خود درآورده بود بمن داد و برایم آرزوى عاقبت خوب و موفقیت در خدمت بمردم نمود.

دکتر احمدیه عادت داشت که در پایان هر معاینه و مداوا وضع بیمار و اثر درمان‌هاى انجام شده بر روى او را در دفترچه‌اى بنویسد و هر شب در منزل مشاهدات روزمره و یادداشت‌هاى خود را مرور کرده و نکات جالب و آموزنده آن را جداگانه در جزوات مختلف که هر جزوه مربوط به یک مبحث از طب بود بنگارد، حاصل جمع‌آورى این یادداشت‌ها چند کتاب بزرگ است که فقط جلد نخست یکى از آنها بنام”راز درمان و نیز کتاب دیگرى بنام “درمان رماتیسم، نقرس و سیاتیک”که تفسیرى بر نظرات ابن سیناست در زمان حیات آن شادروان به چاپ رسید.

در کتاب”راز درمان”دکتر احمدیه دست به ابتکار جالبى زده است و آن نگارش شرح حال بیمار به قلم خود آنهاست که اغلب با بیان ساده و گاهى با عباراتى فاضلانه به شرح دردها و رنجها و ناامیدى‌هاى خود پرداخته و ملتمسانه تمناى درمان و پایان بخشیدن به آلام خود را نموده‌اند. از خلال این شرح‌حال‌ها خواننده تا حدى به وضع اجتماعى و کسب و کار طبقه محروم آن روزگار که بیشترین بیماران دکتر احمدیه از آنان بود پى مى‌برد.

از نظر پزشکى نکته مهمى که خواننده درمى‌یابد آنست که درمان‌هاى دکتر احمدیه “معالجات اساسى”است و درمان‌هاى علامتى که معمولا بمنظور رضایت بیمار و کسانش و جلب توجه آنان صورت مى‌گیرد کمتر مورد نظر بوده است. بهمین‌جهت اگر بیمارى در دوره اولیه درمان خود از بى‌توجهى دکتر احمدیه بشدت آلام خویش شکایت داشت بتدریج اظهار شکایت او به رضایت تبدیل شده و در پایان با تشکر فراوان همراه مى‌شد.

در همه دورۀ طبابت دکتر احمدیه هیچ‌گاه، هیچ بیمارى نه تنها شکایت اساسى از بى‌توجهى یا بى‌مبالاتى یا سهل‌انگارى او نکرد بلکه همیشه با تحسین و رضایت و دعا و ثناى بیماران و اطرافیانش روبرو بود.

سبک اصلى دکتر احمدیه در درمان روش طبى جدید بود و چنانکه از متن کتاب حاضر برمى‌آید وى تنها وقتى متوسل به طب قدیم مى‌گردید که بیمار از روشهاى درمان جدید نتیجه نمى‌گرفت. برخلاف تصور کسانى که آن شادروان را فقط متخصص در گیاه‌درمانى و پزشکى سنتى مى‌دانند دکتر احمدیه بیماران خود را با طب جدید که در مدرسه طب دار الفنون زیر نظر استادان بزرگ ایرانى و فرانسوى آموخته بود درمان مى‌نمود. وى مدتى در ارتش با درجه ماژورى خدمت کرد و ریاست بخش را در بیمارستان احمدیه که بجایش در حال حاضر بیمارستان سینا برپاست به عهده داشت. سپس به وزارت بهدارى منتقل شد و براى رسیدگى و سرپرستى امور بهداشتى و قرنطینه مدتى در بندر انزلى مشغول خدمت بود. در دانشکده  پزشکى تا کرسى استادى بیولژى جانورى و انگل‌شناسى ارتقاء یافت و وقتى به سنین متوسط عمر رسید دریافت که طبیب در هر مقام که باشد جایش در مطب و پهلوى بیماران دردمند است. لذا یکباره از تمام مناصب خود دست کشید و طبابت ساده در مطب محقر و رحمت بر بیچارگان را به مقام والاى دانشگاهى خود ترجیح داد. پیشنهاد وزراى بهدارى وقت که اغلب از دوستان مشفق او بودند براى بازگشت به کار ادارى و احراز مقاماتى مانند معاونت وزارت بهدارى و کسب مجدد کرسى استادى دانشگاه تأثیرى در تصمیم قاطع او نبخشید و وى تا پایان عمر خود به تسکین آلام دردمندان و بینوایان پرداخت. او در طول مدت خدمت خود موفق بدریافت نشان علمى و تقدیرنامه‌هایى از مراجع پزشکى بین‌المللى بخاطر کاوش‌هاى ارزشمند و خدمات انسانى‌اش گردید.

کتاب”راز درمان”نشان مى‌دهد که بیماران او از همه طبقات اجتماعى آن روزگار بودند. افراد بینوا و بى‌چیز، مستخدمین منازل، کارمندان ساده ادارات، کشاورزان و روستائیان و کارگران محروم، کسبه و مردم عادى کوچه و بازار اکثریت بیماران او را تشکیل مى‌دادند. هر روز از بین ممتازترین خانواده‌هاى شهر و مملکت مراجعینى داشت که در جوار فقیرترین مردم در یک اتاق انتظار مى‌نشستند و منتظر مراجعه به او بودند.

مطالعه کتاب راز درمان”و مصاحبه با بیماران و اطرافیان دکتر احمدیه نشان مى‌دهد که استاد بیماران خود را به سبک طبى جدید درمان مى‌نمود و در موارد لزوم همگام با استفاده از داروهاى جدید شیمیایى داروى گیاهى نیز بکار مى‌برد تا بهبود بیمار را تسریع نماید. ولى وقتى‌که مى‌دید بیمار از روش‌هاى جدید که توسط او و همکارانش بکار برده مى‌شد نتیجه‌اى نمى‌گیرد و داروهاى جدید عدم کارآئى خود را نشان مى‌دادند بطور کامل از طب قدیم استفاده مى‌نمود. بااین‌حال بدون اعمال هرگونه تعصبى ضمن درمان با گیاهان دارویى هروقت لازم مى‌شد داروهاى مدرن شیمیایى را در جریان بیمارى یا در دوران نقاهت و یا براى جلوگیرى از عود بیمارى بکار مى‌گرفت. استفاده از آزمایشگاهها به منظور آزمایشات پاراکلینیکى و مشاوره با پزشکان متخصص رشته‌هاى مختلف پزشکى همه جا در این کتاب بچشم مى‌خورد و نشان‌دهنده آنست که خواست دکتر احمدیه درمان بیماران و کاستن از درد و رنج آنان بود و در این راه، روش جدید یا سبک قدیم مطرح نبوده است. نکته جالب آنکه در بسیارى از موارد قبل از شروع به درمان به سبک قدما، همانند آخرین روشهاى طبى معمول بیماران را براى آزمایش خون، ادرار، مایع نخاع و غیره و یا رادیوگرافى از قسمتهاى مورد نظر به آزمایشگاه مى‌فرستاد و در جریان درمان با روش قدیم نیز با آزمایش‌هاى مکرر مسیر بیمارى و بهبودپذیرى یا عدم تاثیر دارو را مورد بررسى قرار مى‌داد. حتى پیش از بهبود با داروهاى گیاهى و روش قدما آزمایشات تکرار مى‌شد تا اطمینان کامل از بهبود بیمار حاصل  آید.

همکاران محترم بویژه پزشکان جوانى که این کتاب را مطالعه مى‌نمایند باید توجه داشته باشند که اغلب داروهاى شیمیایى این کتاب مربوط به سالهاى قبل از  ١٣٣٠  مى‌باشد و امروزه داروهاى جدیدترى جایگزین آن شده و داروهاى شیمیایى بکار رفته در آن زمان شاید امروزه مورد استفاده چندانى قرار نگیرد. ولى عین نوشته‌هاى دکتر احمدیه در این کتاب آورده شده تا هم اطباى امروز به مشکلات درمان در آن روزگار پى ببرند و هم رعایت امانت شده باشد. بدیهى است اگر همکاران گرامى روش‌هاى طبى موجود در این کتاب را مفید بدانند مى‌توانند در موارد لزوم آن را توام با داروهاى شیمیایى رایج کنونى مورد استفاده قرار دهند.

دکتر فرامرز گودرزى  ١ / ۴ / ۶٢

 

 

ناشناس می گوید: تاریخ: ۱۳۹۲/۰۳/۰۲ زمان: ۱۳:۰۶

تا حالا اسمشو هم نشنیده بودم جالبه

ارسال نظر در "دکتر عبدالله خان احمدیه"

(نمایش داده نمی شود)

پربازدیدترین تصاویر

محبوبترین تصاویر