ترانه ی ته گره ته امشو برو

tegere

متن زیر به قلم آقای عبدالله قهقایی برای ترانه زیبای ته گره ته امشو برو نوشته شده که مطابق معمول، قلم ایشان، طنز زیر پوستی همیشگی خود را به همراه دارد.

 

دعوت به نومزه بازی

عاشقانه های فولکلوریک همه جا زیبا و نوع مازندرانی اش برای ما دنیائی است. از وقتی گروه رستاک ، عاشقانه ی ته گره ، ته امشو برو را خواند، توجه بیشتری به این ترانه ی اصیل و قدیمی مازندرانی شده است.

سعی کردم با شنیدن سایر نمونه ها و به خصوص نسخه های قدیمی تر ، بخشهائی از شعر ترانه که در متن ترانه گروه رستاک حذف شده است را با ترجمه فارسی تقدیم نمایم.

از آنجایی که علی الاصول شعر زبان حال دختر است، نشنیدم تا به حال این ترانه ی محلی توسط خانمی خوانده و پخش گردد. اگر زبان حال پسر بود و از نامزدش میخواست، نیمه شبی از رودخانه عبور نماید و به دیدن مرد برود! به غیرت مازندرانی بودن!! بر می خورد.

چقدر بیچاره زحمت کشید تا نامزدش ، بهونه ای برای نرفتن نداشته باشد! نفهمیدم بالاخره رفت و یا نه؟

و اما شعر:

امشو ئه شو، کَرما شوئه* ته گره تو امشو برو =  ( امشب شب مهتابی ، با ابر سفید نازکی  است .فدایت شوم امشب بیا)

امشو ِمنِه، شهدِ شوئه ته گِرِه ، ته اِمشو ِبرو =( امشب شب شیرینی برایم خواهد بود. فدایت شوم امشب بیا)

هراز ه ** او تا زانو ئه،  ته گره ته امشو برو. = (عمق آب رودخانه ی هراز به زانو هم نمی رسد ، فدایت شوم امشب بیا)

 امه ِسِره ، میون َملوئه،  ته گره ته امشو برو =( خانه ی ما در وسط روستا واقع شده، فدایت شوم امشب بیا)

امه سره ، کوچه دلوئه، ته گره ته امشو برو = ( خانه ی ما داخل کوچه است. فدایت شوم امشب بیا)

گت ه  کلک، نشونوئه، ته گره ته امشو برو = (کلک)*** بزرگ نشانه ی ورودی خانه است، فدایت شوم، امشب بیا) 

 اُمه مِنِزل، بالا ِخنوئه، ته گره ته امشو برو = (اتاق ما در طبقه بالای ساختمان است، فدایت شوم امشب بیا )

 سگ نال ه بن ، دَوِوسّوئه،  ته گره تو امشو برو = (سگ زیر ایوان بسته است  { خطر ی  ندارد} فدایت شوم امشب بیا )

 ایوون ه چراغ ، مَشت سوئه ، ته گره تو امشو برو = (چراغ  تراس، کاملا روشن است فدایت شوم امشب بیا)

فنر ه نفت تا نصفوئه، ته گره ته امشو برو. =( نفت فانوسی که ایوان را روشن نگه داشته تا نصفه است، **** فدایت شوم امشب بیا)

پییر، نفار بخوتوئه، ته گره ته امشو برو = پدر در {بهارخواب  وسط حیاط}، خوابیده است. فدایت شوم امشب بیا)

امه گت مار، سخت اِشنوئه ، ته گره تو امشو برو = ((مادر بزرگ ما گوش هایش سنگین است فدایت شوم امشب بیا)

 گت ه برار، مَله شوئه، ته گره تو امشو برو = (برادر بزرگم معمولا به مهمانی می رود فدایت شوم امشب بیا)

خورد ه  برار، مسسه خوئه ، ته گره تو امشو برو = (برادر کوچک هم خوابش سنگین است فدایت شوم امشب بیا)

 قوری چائی آمادوئه، ته گره ته امشو برو = ( چای دم کشیده و آماده است، فدایت شوم امشب بیا)

اَمه پلا ، آبکش بَزوئه، ته گره تو امشو برو=( برنج ما آبکشی شده و آماده دم کشیدن  است فدایت شوم امشب بیا)

امه خِرِش ، قیسی پهلوئه، ته گره تو امشو برو = (خورش امشب ما مرغ و قیسی{آلو} است فدایت شوم امشب بیا)

کِرسی یِه تش، فل بزوئه ، ته گره تو امشو برو = (آتش کرسی ما کاملا گر گرفته و زیر خاکستر است*****، فدایت شوم امشب بیا)

رختخواب هم آمادوئه، ته گره ته امشو برو = ( جای خوابیدنت را نیز انداختیم،آماده است! فدایت شوم امشب بیا)

اون،  کنار ه خس، ته نومزوئه ، ته گره ته امشو برو = ( آن کس که کنار تو می خوابد، نامزد توست، فدایت شوم امشب بیا)

 

عبدالله قهقایی

http://ghahghaei.blogfa.com/post/250

14/9/1393

=======================================================

* ضمن اینکه راه پیداست، تو شناخته نمی شوی.

** بعضی از خوانندگان به جای رود هراز، میخوانند: { تلار ه اوو تا زانوئه} منظور رود تلار قائمشهر (شاهی) است.

*** ورودی خانه هائی که به جای دیوار پرچین داشت ، به جای درب، از روی هم گذاشتن چند چوب به نام ( کلک) ، تشکیل میشد.

**** به گونه ای تحریک می کند زودتر بیا تا نفتش تمام نشود و به زحمت نیفتی!

***** استعاره ای از آتش درون دل میزبان است.  

 

 

گذري بر تاريخچه عکاسي در آمل

 

 

وقتي انديشه ثبت تصوير دنياي بيرون را به قبل از ميلاد نسبت دادند… وقتي بيان ارسطو از امکان تثبيت شکل ماه و خورشيد را که از روزنه اي ديده مي شود نقل کردند وقتي ابن هيثم دانشمند مسلمان در قرن يازدهم ميلادي (ششم هجري) شرحي بر چگونگي کار عدسيها و اتاق تاريک نوشت و قرنها بعد لئوناردوداوينچي به آن پرداخت وقتي افسر ارتش بنام ژوزف تيسفورني يپس در سال 1836 ميلادي (1215 شمسي)موفق به ثبت اولين عکس در جهان شد …. وقتي در سال 1839ميلادي (1218 شمسي)يعني سه سال بعد نخستين دستگاه عکاسي به درخواست محمد شاه قاجار وارد دربار ايران گرديد… حدود 90سال طول کشيد تا زنده ياد ابوالقاسم مشرقي در سال 1307 شمسي به عنوان نخستين عکاس در آمل شروع بکار نمايد .
ابوالقاسم مشرقي در سال 1286 شمسي در شهر مشهد بدنيا آمد و دوران تحصيلات ابتدايي را در همان شهر به پايان برد. او حدود سال 1290پس از طي دوران شاگردي و آموزش عکاسي با حمايت پدرش مرحوم محمد باقر مشرقي دوربيني تهيه و بکار عکاسي از دانش آموزان مدارس و ادارات شهر مشهد مشغول شد .
وي در سال 1298 با دوربينش وارد شهر بابل شد و چند سالي در اين شهر ماند اما چون در بابل عکاسي ديگري هم فعاليت مي کرد در سال 1307 به شهر آمل آمد و در خيابان بين پل معلق و پل دوازده چشمه (حدود پاساژ ثقفي فعلي) در حياطي استيجاري و در محيطي رو باز (به علت نبود جريان برق براي روشنايي)آغاز بکار کرد.
دوربين مرحوم مشرقي از جنس چوب با ابعاد 75*50 سانتي متر با لنزي در جلوي آن و سه پايه اي چوبي بود . داخل جعبه اصلي دوربين مکاني براي کاغذ عکاسي و دو کاسه مستطيل شکل براي نگهداري از داروي ظهور و چاپ وجود داشت که کليه عمليات عکسبرداري و ظهور چاپ بيش از ده دقيقه به طول نمي انجاميد ضمنا نامبرده همزمان بکار مهرسازي هم اشتغال داشت که بعلت کثرت کار مرحوم حاج فضل الله حسني را جهت کمک به شاگردي پذيرفت. مرحوم مشرقي تا سال 1335 تنها عکاس شهر آمل بود که بدون رقيب فعاليت مي کرد .

mashreghi
مشرقي در آمل ازدواج کرد و تا پايان عمرش به سال 1348 در اين شهر ساکن بود مقبره ايشان در امام زاده عبدالله آمل واقع است …امکانات و مکان عکاسي مرحوم مشرقي تا سال 1352 در اختيار شاگردش مرحوم حاج فضل الله حسني قرار داشت که وي در سال 1353 آن مکان را تخليه و در خيابان امام رضا (ع) نرسيده به پل قديم عکاسي ونوس را افتتاح نمود .

زنده ياد حاج فضل اله  حسني
مرحوم حاج فضل الله حسني متولد سال 1278 لاسم بود .
پس از رايج شدن شبکه هاي برق در آمل (به صورت زمانبندي شده ) اولين عکاسي موسوم به برقي حدود سال 1335 به نام (رکس) به مديريت زنده ياد علي محمد زرشناس در خيابان فرهنگ آمل افتتاح شد که چند سال بعد با نام عکاسي (تهران) در همان خيابان به فعاليتش ادامه داد .
حدود سال 1339 آقاي حاج حبيب اله افضلي که در سال هاي 37-38 در تهران دوره عکاسي را گذرانده بود عکاسي (افضلي)را در خيابان امام رضا (ع) تاسيس کرد. او براي رونق کار عکاسي آقاي جلال يوسف مصري اهل دماوند را به عنوان فرد خبره و همکار به آمل آورد.
ناصر کاشي معروف به ناصر خندان اهل تهران و امير نادري (کارگردان معروف سينماي ايران ) نيز از کساني بودند که با آقاي افضلي همکاري نمودند . نادري در بيان خاطراتش از اين همکاري در آمل ياد مي کند . متعاقب آن احمد زرشناس عکاسي ساکو را در خيابان فرهنگ و حسن پاکزاد عکاسي دريا را جنب کوچه بنياد شهيد فعلي حدود 44-43 داير نمودند آقاي حاج اکبر اکبري به اتفاق برادرش حاج محمد اکبري عکاسي کيهان را در خيابان امام رضا به سال 1345 افتتاح و همچنين حاج محمد رضا اميدوار در سال 1347 عکاسي کاخ را روبروي پل معلق و حاج حسن سالاريان که با افضلي همکاري داشت مستقلا در سال 1348 عکاسي ايران را در خيابان امام رضا تاسيس نمودند .
ديگر نامهايي که بعنوان کارکنان مهاجر در تاريخ عکاسي اين شهر به چشم مي خورند عباتند از : يروان ارمني – محسن يوسفي – حسن اجابتي و حسين کاويانپور مي باشند همچنين مي توان از آقايان حاج رحمت اله رئيس زاده – احمد ناصري – مرحوم غلام رضا رضايي – حاج سيف اله عظيمي – حاج شکراله جعفري – قدرت اله مصطفوي – حسن سجادي – مرحوم جهانگير نبوي – حميد سجادي- حسن بزرگتبار – حسن سبکرو – رحيم ده ون معروف به رحيم وارن – و مسعود افضلي به عنوان پيشکسوتان فعال در عرصه عکاسي آمل نام برد .
حضور رسمي خانمها از سال 1367 با افتتاح عکاسي (الزهرا)به مديريت خانم زهرا سلطانپرست به ثبت رسيده است خانم عين آبادي با عکاسي (حجاب) و خانمها محسني و سکوتي با عکاسي (تصويران) از پيشگامان اين حرفه هستند در اين ميان خانم رزا محمودي اولين بانوي مؤسس آتليه عکس با نام (برگ)در سال 1371 مي باشند که بعنوان مدرس عکاسي نيز فعاليت مي نمودند .
اکنون بعد از گذشت 85 سال از تاسيس اولين عکاسي در آامل حدود 250 واحد عکاسي بصورت رسمي در اين شهر فعاليت دارند.
بدون ترديد مطالب فوق داراي کاستي هايي است که ضمن پوزش از همگان در انتظار رهنمودهاي شما بزرگواران هستيم .
ما نمانيم و عکس ما ماند کار دنيا هميشه بر عکس است
حسن غفوري
ارديبهشت 1392

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل پس از آتش سوزی سال 1335 قمری در بازار آمل

نويسنده: دكتر شهرام يوسفي‌فر* معصومه يدالله‌پور**

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

چكيده

اين مقاله بر آن است تا با مطالعة اسناد مربوط به آتش‌سوزي 1335 قمري- كه در شهر آمل رخ داد- مشخص گرداند ساختار فضايي اين شهر قبل از اين حادثة ناگوار به چه صورت بوده و موقوفات چه نقشي در پايداري زندگي اجتماعي در اين شهر، بعد از اين حادثة مهيب داشته‌ است. با توجه به اين‌كه بخش مهمي از شهر آمل- بازار- در آتش‌سوزي بزرگ 1335 قمري تبديل به خاکستر شد و اماکن مهم وقفي به همراه وقف‌نامه‌هاي آن از بين رفت بازنويسي اسناد مربوط به اين آتش‌سوزي امري ضروري به نظر مي‌رسد.

کليدواژه: بازار، آمل، بازار آمل ، موقوفات، رقبات، وقف‌نامه‌، اسناد، آتش‌سوزي 1335 قمري

 

مقدمه

شهر آمل از شهرهاي مهم استان مازندران است که در گذشته به دروازۀ طبرستان معروف بود. توانمندي اقتصاد تجاري و توليدي شهر سبب گرديد تا داد و ستد در آن رونق يافته و بازار شهر به عنوان مرکز فعاليت‌هاي اقتصادي و داد‌و‌ستدي از رشد کالبدي و اهميت‌ کارکردي بسياری برخوردار گردد. بازار آمل جزء بازار آمل به همراه عناصر كالبدي آن سرپوشيدۀ شمال کشور است که کارکردهاي خاص بازارهاي ايراني را دربرداشته است.

از جمله عناصر کالبدي مهم شهر که در بازار ظاهر شده، عناصر اقتصادي (راسته، تيمچه، سرا و کاروانسرا) عناصر مذهبي(مساجد، تکايا و امام زاده) عناصر ارتباطي(دروازه، پل، ميدان و گذر) عناصر خدماتي(‌حمام، آب انبار، قهوه خانه و نانوايي) قابل ذکر است. سازمان فضایی شهر آمل در دورهُ ساسانی، شارستان، بازار، برج و بارو، دروازهُ شهر و سواد بود که به نظر می رسد بعد از اسلام نیز اسلام نیز تداوم یافت و مسجد جامع به ساخت شهر افزوده شد(3) در عصر صفوی شهر آمل رونق یافت و اقدامات زیادی در جهت توسعهُ شهر انجام شد.

اما در دورهُ قاجار چندان رشدی نداشت.

عصر روز شنبه يازدهم حمل سال 1335 ق، آتش‌سوزي مهيبي در شهر روي داد كه منشأ آن، يك دكان آهنگري بود. شدت باد، آتش را مشتعل و شروع به سوختن خانه و بازار مي‌كند. از 530 دكان واقع در بازار آمل 470 باب و اصل راستة بازار – كه در دو طرف پل هراز واقع بود- به طور كامل سوخت و از چهار هزار خانه، دكاكين و كاروانسرا، سيصد خانه باقي ماند و دويست هزار بار برنج و مقدار زيادي از آذوقة شهر از بين رفت. چهار مسجد از جمله مسجد جامع با يك مدرسه سوخت و اموال بسياري از تاجران و كسبه‌ها در اين آتش‌سوزي از بين رفت و از نفوس نيز جمعي از زن و مرد در آتش سوختند و ده هزار نفر آواره شدند.

درواقع از شش دانگ آمل يك دانگ آن سالم ماند. به دنبال اين حادثه، مردم شهر آمل در تنگدستي بسياري به سر بردند تا جايي كه، برخي از طايفه‌هاي آمل، نامه‌هايي براي هيئت دولت نوشتند و خواستار كمك به حريق‌زدگان، به‌ويژه تاجران و پيشه‌وران شدند. به دستور احمد شاه قاجار در 24 جمادي‌الاولي، كميسيون اعانه‌اي براي استمداد از مردم كشور براي ياري رسانيدن به آسيب‌ديدگان آمل تشكيل شد. برآورد خسارات اولية اين آتش‌سوزي 189686 تومان بوده است.(4)

وزارت معارف و اوقاف از مدير‌ان مدارس دخترانه کشور دعوت كرد تا هر کدام، در حد امكان با تهيه نمودن نمونه‌هاي خوب و مرغوب از انواع دست‌رنج ، (دوزندگي و بافندگي) به‌عنوان کار مدارس دختران ، به وزارت معارف ارسال، تا در ايام نمايش‌هاي خيريه (که در عمارت بهارستان برگزار مي‌شد) به‌معرض فروش گذاشته شود و عايدات آن به‌عنوان اعانه، به مردم آمل تسليم کميسيون مخصوص شود.

اين حادثة بزرگ نه تنها سراسر ايران بلكه خارج از ايران را متأثر كرد. عده‌اي از تاجران در مدرسة اتحاد ايرانيان در بادکوبه، در تاریخ 3 رجب به منظور جمع آوری اعانه برای حریق¬زدگان حاضر شدند و مبلغ سه هزار و پانصد منات جمع آوری کردند و به کمیسیون اعانهُ حریق¬زدگان آمل تحویل دادند. کشور آذربایجان نیز در تاریخ 24 آگوست 1917 مبالغی را توسط بانک وولژسکی کامسکی به منظور اعانه برای حریق¬زدگان آمل به ایران تقدیم کرد.

تجارت‌خانة طومانيانس مبلغ 50 هزار منات براي اعانه به متضرران اين حريق فرستاد و آمادگي خود را با ترجمة روزنامة اچيق‌سوز و ارسال وجه اعانة ديگران به شهر آمل اعلام كرده بود. زمان و منشأ دقيق اين حادثه به صورت‌ گوناگون گزارش شده‌است ازاين روي مي‌توان گفت: اساس حريق به طور دقيق مشخص نيست و علت گسترش آتش را شدت وزش باد دانست.

 

موقوفات و رقبات شهر آمل

قدمت و ويژگي‌هاي اجتماعي شهر آمل سبب شده‌است تا بسياري از مؤسسات دینی و اقتصادی شهر (بازار) وقف باشد. صورت واقفان، موقوفات، رقبات و موارد مصرف به شرح زیر است:

مساجد:

مسجد جامع، مسجد آقاعباس، مسجد هاشمي(شاهاندشت محله)، مسجد حاج‌علي‌كوچك(پايين بازار)، مسجد سبزه‌ميدان ، مسجد امام‌حسن عسگري (ع) (پايين بازار) (مساجد محله يا محلات بازار)، مسجد ايرائي (ايرائي‌راسته)، مسجد صاحب‌الزمان (عج) (ايرائي‌راسته)، مسجد نياكي(نياكي‌محله) و مسجد حاجي گشتاسبي. بازار مسجد جامع، در مجاورت بازار چهارسو و نوراسته ، 22/7/1387

تكايا:

تكية مشائي(مشائي‌محله)،تكية آملي(پايين‌بازار)، تكية ميربزرگ(سبزه‌ميدان)(از تكاياي محلات بازار)، تكية آملي(چاكسر)، تكية ايرائي(ايرائي‌راسته)، تكيه نياكي(نياكي‌محله)، تكيه‌قادي(قادي‌ محله محدودة بازار)، تكية اسكي(خيابان فرهنگ)، تكية كاسمده(ليتكوه)، تكية گرچك نوايي(گرچك)، تكية قرية نوا(لاريجان)، تكية قرية درمه‌كلا(ليتكوه)، تكية زارنده(ليتكوه)، تكية هارون‌كلا(دشت‌سر) و تكية بهروستاقي‌ها(بهروستاق).

امام‌زاده¬ها:

امام‌زاده قاسم، امام‌زاده ابراهيم و حيدر و امام‌زاده تقي (علیهم السلام)

بقعه: بي‌بي‌رقيه

حمام:

حمام‌آقاعباس، حمام نياكي، حمام چاكسر و حمام لوط لاريجان

 

واقفان:

حاج اسماعيل آملي، حاج … قلي و آقا محمد و غيره (اهالي پايين بازار)، اهالي محلة چاكسر، حاج‌علي ثاني و غيره (طايفة مشائي)، حاج‌علي ارباب(طايفة اسكي)، خيرالنساء و غيره( طايفة قادي) ، اسدالله ليتكوهي و محمد …(طايفة ليتكوه)، ميرزا مهدي نوائي(طايفة گرچك)، حسينعلي و نرجس خاتون( طايفة نوايي)،ميرزا ديلارستاقي(طايفة درمه كلا)، آخوند ملامحمد( طايفة زارنده)، طايفة نياكي( منوچهر فرزانه و غيره) ، طايفة هارون‌كلا و طايفة بهروستاق،حاج ميرهدايت و سيد جليل و غيره( طايفة شاهاندشتي)، طايفة ايرائي،رضا صالحي، ابوالحسن ارباب و نائيج‌آباد، حاجي‌گشتاسب و غيره، آقاغلامرضا و غيره، شريعتمدار و غيره، آقاعباس و غيره ، حاج‌علي كوچك و…

موقوفه:

دكاكين، اراضي(مزارع و مراتع)، خانه، حياط و قريه(هارون‌كلا، پولكيا‌ده ، اسپايي‌كلا و ‌موقوفات قرية كهنه‌دان)، محصولاتي چون مركبات حياط مسجد و…

موارد مصرف:

تعميرات و روشنايي،خادم، فرش طلاب، عزاداري(مساجد)، عزاداري و اطعام(تكايا)، عزاداري، تعميرات و روشنايي(امام‌زاده‌ها)، تعميرات حمام و عزاداري در تكيه(حمام‌ها)

 

حیات مجدد موقوفات در آمل

بازار در گذشته مرکز شهر به شمار مي‌رفت و با توجه به اين‌كه مهم‌ترين رقبة شهر آمل به همراه بسياري از موقوفات در بازار آن قرار داشته در آتش‌سوزي سال 1335 قمري از بين رفت. ازين روي اسناد مربوط به اين آتش‌سوزي بزرگ مورد بازنويسي قرار گرفته تا مشخص گردد اين حادثة مهيب تا چه اندازه در دگرگوني ريخت شهر و بازار آن نقش داشته‌ و شهر بعد ازين آتش‌سوزي تا چه زماني دوران ركود را پشت‌سر گذاشت. و موقوفات چه نقشي در برپايي مجدد اين شهر داشته‌ است(5)

 

الف.بازنويسي رونوشت اخبار نامه و صورت موقوفات مسجد و مدرسة آقاعباس:

چون سنة ماضيه ]…[ سال 1335 اکثر از مساجد و ابنيه آمل طعمه حريق گرديد، به آنچه تاريخ نظيرش را نشان نداد، من جمله مسجد مرحوم آقاعباس طعمه حريق بدبخت شده، چون مسجد مزبور بلده طيبه آمل، يکي از بناي قديم به شمار مي‌رود و مختصر موقوفاني که متعلق به مسجد مزبور است، وقفنامجات در دست و موجود نيست، عليهذا محض رضاي اداره محترم اوقاف آمل، اين مختصر ترتيب داده شد که موقوفات مسجد مزبور، در ذيل درج شده، هم ادارة محترم اوقاف ثبت نمايد و نيز اينورقه به تمبر و مهر و امضاء اداره رسيده، در نزد متولي مسجد مسطور ضبط باشد که در هيچ عصر، کسي نتواند املاک موقوفة مزبور را طمع نمايند و يا ادعاي ملکيت نمايند و ]…[ به واسطه ترتيب فوق‌الذکر در هر عصر موقوفات مزبور حيف ]و[ ميل نخواهد شد و موقوفات از قرار ذيل است که هريک باسم توضيح داده ميشود. نوسا ]…….[ 3 سال سه تومان مي‌دهند ، 3 سال نيم سالي چهار تومان مي‌دهند، ندارد]…[ ندارد. مستدعي است که دکان مسکوني کربلايي غلام آملي، واقع در پيش تکيه مشايي، دکان آقا ابوالحسن مرحوم حاج سيد غلامعلي نياکي، دکان مسکوني مشهديعلي متصل به مسجد مزبور، يکباب دکان سلماني متصل بدرب مسجد که فعلاً مخروبه ميباشد، يکباب دکان مسکوني استاد ابراهيم متصل به دکان سلماني مزبور، يکباب دکان مسکوني استاد عبدالعظيم واقع در چهار سوق، يکباب دکان مشهديعلي اصغر آهنگر، يکباب دکان مسکوني مشهدي علي اکبر امير دودانکي، يکباب]…[ ، مرتع کنک واقع در دهلارستاق يک تالار، خورتاب سرا واقع در دنيلارستاق يک تالار]…[ باج به متولي بدهند، مزرع و مرتع]…[ واقع]در[ پايين بلده آمل قريه قرق ششدانکي، مرتع واقع در کدوک في محل قشلاقي ]…[ موسوم است به وفقيات، قریه نوسا ]…….. [3 سال سه تومان می¬دهند، 3 سال نیم سالی چهار تومان می¬¬دهند، مستدعی است که حضرات حجج اسلام و نوّاب امام – عليه‌السلام- ذيل اينورقه را مرقوم و مختوم فرمايند تا موقوفات مزبور، در هيچ عصر و قرن حيف و ميلي نشود.

بتاريخ دويم شهر رجب‌المرجب 1336.

توضيح آنکه موقوفات مندرجه در اينورقه، فعلا در تصرف وقف است و متولي فعلي مسجد مزبور، جناب مستطابي شيخ ابوالحسن پسر آخوند ملاعلي جان دنيلارستاقي لاريجاني است به تاريخ فوق. ]حاشية بالا وسط[: تاريخ 5 برج ثور 1336]…[ در دفتر اوقاف آمل ثبت شد. امين اوقاف آمل ]…[ ( ادارة اوقاف آمل]…[) ]حاشية بالا چپ[: بلي در وقف بودن املاک و دکاکين و به عمل کردن و متولي بودن جناب مستطاب ملا ابوالحسن، شبهه ندارد ( حسين ابن]…[) ]حاشية بالا چپ[: در وقف بودن املاک و دکاکين مسطور به متن و عمل کردن بوقف و متولي بودن ]…[ ملا ابوالحسن لاريجاني دهلارساني ضبط است ] مهر: [ ابوالحسن ]حاشية حاشية بالا راست[: ثبت دفتر وقفنامجات آمل، عبدالحسين آسوري، محل مهر )اداره اوقاف آمل)، 1299، 7هـ.ش ¬]حاشیهُ وسط راست[: مقابله، صحیح است. ]امضاء: … [ ]بالا چپ[: بلي اين از جمله معلومات بدانچه در ورقه درج شد، شبهه ندارد ( محمد باقر) ]حاشية پايين وسط[: سواد مطابق اصل است که اصل آن نزد اينجانب شيخ ابوالحسن دلارستانی ضبط است ]مهر: …¬-[ ]حاشية پايين چپ[: بسم الله الرحمن الرحيم کَوْنُ الْاَعْيان]…[ مَوْقُوفَةٌ عَليَ‌الْمَسْجِدِ الْمَزْبُورْ وَ کَوْنُ الجِناب شيخ ابوالحسن بِتَوْلِيَت لَهُ تَماماً بِدايَتها ثوب ]…[ و لا يفار تَمارين الرّيبْ و اَنَا الْاَحْقَر ( اللهم صلي علي محمد و آل محمد) ]حاشية پايين راست[: بسم اله تعالي، از ضروريات است که املاک ]…[ از موقوفات مسجد آقاعباس و مدارس است در بلدة آمل که فعلاً مخروبه ميباشد و در يد متولي مذکور ميباشد او شيخ ابوالحسن ابن آخوند ملا علي‌خان في عشر شهر رجب المرجب و انا الاحقر ]…[ محل مهر ( عبده احد). ب. اسناد استنساخ شده مربوط به آتش‌سوزي سال 1335 قمري

 

سند شماره 1: ]

گزارش نصرالسلطان، حاکم آمل از جريان آتش‌سوزي شهر آمل و خسارات وارده به بازار اين شهر، مورخ 16 جمادي الثاني 1335 ق   [ ] نشان شير ، خورشيد و تاج[

حکومت مازندران سواد: سواد رقعة نصر‌السلطان حاکم آمل مورخه : 16 جمادي الثاني 1335 نمره 14 قصة پرغصة حريق آمل را به شرح مراسله حاجي مهدي‌خان سلطان، از بارفروش معروض و اين‌که محض تکميل استحضار خاطر مبارک به عرض مي‌رساند که ]…[ عصر روز شنبه يازدهم حمل، يک دکان آهنگري در آمل آتش گرفته]بود[ در موقعي که باد در کمال شدت مي‌وزيده، آتش مشتعل ]مي‌شود[ و از طرفي که باد بوده، شروع به سوختن خانه‌ها و بازار مي‌کند و به طوري باد آتش را دامان مي‌زده که از ابتداي حريق تا انتها ] ي آن[ دو ساعت و نيم طول کشيد و به هيچ وجه مهلت جلوگيري]ناخوانا[ نداد. آن‌چه مسلم است از پانصد و سي دکان و مغازه و غيره که در بازار آمل داير بود، چهارصد و هفتاد باب آن سوخته ]‌است[ و قريب پنجاه شصت دکان‌هاي محقر که در سر محلات آن قسمت شهر- که سوخته و عقب باد بوده‌اند- نسوخته، باقي به کلي سوخته ]اند[ که اصل راستة بازار آمل- که در دو طرف پل رودخانه اراز]هراز[ واقع است- يک منظره هولناکي شده است و از خانه‌هاي شهر هم، آن‌چه در هرون]هارون[‌محله واقع و آن طرف پل و خارج از شهر بوده، تمام سوخته‌]اند[ جز خانه آقا ميرزا محمد باقر مجتهد و هفت‌هشت خانه هيچ باقي نمانده و قريب يکصد و بيست خانه سوخته است. آن‌چه در اين طرف پل و داخل شهر است]عمدتاً[ محلة مشايي‌ها سوخته، که تقريباً پنجاه شصت خانه سوخته است. مال‌التجاره و اساس ]اثاث… [به قدري که دست رس]ي[ داشته‌اند خارج کرده از]…[ ولي ]…[ را آتش مهلتي نداد]ه[ و سوخته است. تلفات نفوس هم کم از ده پانزده نفر زن و بچه نبوده است. چهار مسجد که من جمله مسجد جامع و از بناهاي بزرگ آمل بوده با يک مدرسه سوخته است. هرون]هارون[ محله را که احتمال نمي‌دهند صاحبان آن قادر بشوند مجدداً بسازند و آباد نمايند ولي دکاکين و خانه‌هاي داخل شهر را هر کدام صاحبانش استطاعتي دارند مشغول ساختن شده و چاکر هم مشغول تشويق آن‌ها در ساختن هستم. خيلي مردم آه و ناله دارند و تقاضاي اعانه ]عمدتاً[ از دولت مي‌نمايند. گذشته از ضعفا که هستي آن‌ها رفته، خيلي از تجار و کسبه هم هستند که مي‌گويند از بيست هزار تومان تا هزار و کمتر مال آن‌ها سوخته و بکلي محتاج و پريشان شده‌اند. اين است خلاصه حريق آمل با اين حال اهالي، معلوم است که از چه قرار است و ترتيب حکومت چاکر هم اين ايام معين است تا بعد چه پيش آمد و چگونه اصلاح کار اين مردم بشود. چاکر نصر‌السلطان، سواد مطابق اصل است. ]مهر:[ حکومت مازندران(6)

 

سند شمارۀ2:

] گزارش تلگرافي آتش‌سوزي آمل به آقاي حاجي ملک‌التجار، مورخ 3 حمل 1335 ق [ ]نشان شير ، خورشيد و تاج[

وزارت داخله سواد تلگراف از بار فروش مورخه 3 حمل 1335 نمرة 221 جنب قيصريه حضرت آقاي حاجي ملک‌التجار تمامي آمل از خانه و بازار سوخته]است و[ ديگر زندگي از کلية آمل باقي نيست. تلگرافي حضرات اشراف کردند، البته اقدام فرمائيد. ( علي اصغر)(7)

 

سند شمارۀ 3:

]تلگراف امير مکرم محمد لاريجاني به حاجي ملک‌التجار مازندراني، در مورد آتش‌سوزي شهر آمل، به تاريخ سيزدة حمل 1335ق[ ]نشان شير ، خورشيد و تاج[

وزارت داخله تلگراف امير مکرم مورخه : 13 حمل 1335ق 330 جنب قيصريه آقاي حاجي‌ملک‌التجار مازندراني و فرزند ]…[ عظيم‌الملک اگرچه هر قدر تلگراف مي‌کنم جوابي نمي‌دهيد شهر آمل آتش گرفته ]است[. از تمام شهر اگر يک قسمت باقي مانده باشد آن هم نصف خراب ، نصف آباد]است[، چندين مرد، زن، بچه سوخته]و[ تلف شده‌اند. از دم پل منزل آقا‌محمد باقر و کلية آن صفحه الي هارون‌محله، چهار خانه باقي مانده]است[. از اول امام‌زاده ابراهيم الي دم اجود آينه، دم پل، بکلي بکلي سوخته است. تصريحاً مي‌نويسم در کلية آمل فقط يک خانه، شخص ملک‌زاده اجود آينه اعظام‌الدوله اسپائي باقي مانده، بقية شهر بکلي سوخته و منهدم شده]است[. اصلاً معلوم نيست کلية شهر آمل در چه نقطه واقع بود. ده هزار نفوس بياباني شد. بکلي آذوقه ندارند، محتاج شام شب]هستند[ ، هنوز هم مي‌سوزد و معلوم نيست که چه اشخاص تلف شدند.

لازم است شما و عظيم‌الملک به فوريت حرکت کنيد. ببينم چه بايد کرد. براي معيشت کلية خلق چيست. به ساير لاريجاني که در تهران هستند، اطلاع بدهيد. فوري فوري حرکت کنيد. حرکت نمودنتان را هم تلگرافاً اطلاع بدهيد ( محمد لاريجاني)(8) سواد در اداره ضبط شده.

 

سند شمارۀ4:

]گزارش تلگرافي آتش‌سوزي آمل به وزارت داخله، به تاريخ شانزدهم حمل 1335 ق[ ]نشان شير ، خورشيد و تاج[ ا

دارة تلگرافي دولت عِليّه ايران نمونه نمره 16، نمره کتاب 84، modele 16 ، سنه 1335 از بارفروش ، نمره قبض 408 ، عدد کلمات 74، تاريخ اصل 15، توضيحات ، تاريخ وصول 16 حمل، اسم گيرند ]…[ به طهران، نمره تلگراف 257، سنه 1335.

مقام منيع وزارت جليلة داخله، آتش گرفتن، اول بلاي آسماني بود. از چهار هزار خانه، دکاکين ، کاروانسرا، مغازه، سي‌صد خانه باقي مانده]است[. اجناس خارجة داخله اسب، قاطر، گاو، الاغ، دويست هزار بار برنج، دوازده نفر ايشان سوخته]اند[ تا بعد چه عدّه از زير خاک بيرون بيايد. از شش‌دانگ آمل يک‌دانگ سالم مانده، اول يک خانه آتش گرفته، شدت باد همه را آتش زده]است[. 478 امضا: الدوله، مهر: … حاشية وسط پايين : ادارة شمال به حکومت مازندران تلگراف شود در خصوص حريق تأثر] … [ آمل. لازم است تحقيقات عميق بفرمائيد که اين حريق غير عمد و از سوء اتفاق و حوادث يا عمدي بوده است چنانچه در اينجا ]…[ اخير، بيشتر شايع است. نتيجة تحقيقات عميقه را اطلاع ]…[ بعلاوه لازم است هر‌چه زودتر معلوم داريد که ترميم اين پيشامد چگونه و به چه وسايل مقدور است به مجلس اعانه.(9)

 

سند شماره 5:

]اقدام کارگذاري مهام خارجة مازندران، جهت درخواست اعانه براي حريق‌زدگان آمل از وزارت امور خارجه، مورخ 14 جمادي‌الثاني 1335 ق[ ]نشان شير ، خورشيد و تاج[

وزارت امور خارجه کارگذاري مهام خارجه مازندران مورخه 14 جمادي الثاني 1335ق نمره 48 ضميمه

مقام منيع وزارت جليله امور خارجه، دامت شوکته از قرار تحقيقاتي که به عمل آمده، سه شنبه، هفتم شهر جاري در آمل، حريق فوق‌العاده‌اي روي داده ]است[. تقريباً در شش قسمت شهر، فقط يکي از قسمت از حريق محفوظ مانده و بقية سوخته ] است[. حتي مقدار ]…[ آذوقة شهر از برنج و غير حتي انبارهاي ]…[ براي حمل نمودن به تهران در آنجا بوده، تماماً آتش گرفته]اند[. جمعي از اهالي، از زن و مرد نيز سوخته‌اند. اگرچه کاملاً اساس حريق معلوم نبود ولي بيشتر ادامة آتش‌سوزي به واسطة آن بود که باد هم بشدت مي‌وزيده است. فعلاً حالتي]…[ و روحية آمل و حريق‌زدگان آنجا خيلي باعث رقت گرديد. در اين صورت معلوم است اهالي بيچارة آنجا در عين عسرت و تنگدستي و قحطي مي‌باشند. علي‌هذا به موقع و ]…[ است. هيئت محترم دولتي، اقدامي براي رفاهيت مالي حريق‌زدگان آمل و اهالي بيچاره آنجا فرموده، امر و مقرر فرمايند ترتيبي اعانه براي اهالي آمل داده]…[ که تا اندازه‌اي به حال اهالي فقر و بي‌بضاعت حريق‌زده آنجا کمک شده ]باشد[تا در تنگدستي و عسرت]…[ يابند. ديگر شرط به امر مبارک است. ]مهر: …[ (10)

 

سند شمارۀ 6:

] درخواست اعانه براي حريق‌زدگان آمل از جانب طايفة اسکي[

عرض و استدعاي اين قليل بيچارگان، حريق زدگان رنجبران بي‌خانمان اهل آمل از طايفة اسکي به حضور حضرت بندگان ]…[ آقاي سيد‌العلما، مدير مبارکة اقدسيه، آن است که، چنانچه به سمع مبارک بندگان عالي و جميع مسلمان و وطن‌خواهان رسيد. کار بر اين بيچارگان بي‌خانمان به قدري سخت است که ما فوق آن متصور نيست. از يک طرف]…[، از يک طرف نداشتن معونه ]…[ و نداشتن منزل و مأوا چنين مرغان بي‌پر و بال بي‌آشيانه و لانه و بعضي از روي اضطرار در زير جدارهاي سوخته که احتمال خطر کلي دارد چنانچه بعضي از جدارها خراب شده]اند[. اطفال چندي]…[ مغز سر پراکنده و بعضي در شرف موتند. لذا عرض اين بيچارگان به حضور مبارک بندگان عالي آن است که از طرف اولياي محترم دولت و ملت، اعانه از براي اين حريق‌زدگان بي‌خانمان فرستاده مي‌شود چون شخص حضرت مستطاب بندگان عالي را امين باد يافت و بي‌غرض مي‌دانيم. اعانه اين حقير خانمان سوخته به شما رسيد و شما از روي تخمين اين مرحمت بيچارگان لطف فرمائيد.

اسم

شغل

ضرر

آقا‌حاجي ميرزا    احمد
آقاي شمس‌الذاکريي
کربلايي حاجي
حاجي کرمعلي
آقا‌محمد
پسران حاج محمد علي
مشهدي حسين
مشهدي ميرزاجاني
مشهدي ميرزا يوسف
اسماعيل خان
پسران عموخان
پسر شيخ‌محمد علي
آقا‌مهدي
روح‌الله
پسران حاجي اسماعيل
آقا ميرزا عبداله
کريم
احمد حاجي حسن
استادرضا
آقاداوود
کربلائي تقي
مشهدي جعفر قلي
مشهدي محمد ابراهيم
ملا محسن
آقالطف الله
قربانعلي
صفرايي کربلايي ابوالقاسم
کربلائي باقر
مشهدي آقا جان
ميرزا حيدر آقا جان
اسدالله
عموجعفر
پسران مشهدي قربان
رضا حاجي نصرالله
آقارضا مشهدي نوبخت
آقا‌محمد آقا
احمد جان ارباب
ذکريا
نورالدين
مشهدي محمد قلي
مشهدي حسن
بابا حسين

اهل علم
اهل علم
تجارت برنج
تجارت برنج
تجارت برنج
تجارت املاک
تجارت
تجارت
فلاحت
فلاحت
کسب
طلبه
فلاحت
عطاري
فلاحت
علم
عطاري
تجارت برنج
کفاش
تجارت
اجاره‌داري
تجارت
فلاحت
نانوا
فلاحت
مکاري
مکاري
مکاري
مکاري
تجارت
تجارت
بقال
مکاري
نوکري
ملاک
تجارت
تجارت برنج
تجارت
قهوه‌چي
نفت‌فروش
فلاحت
تجارت

1500   تومان
2500 تومان
1500 تومان
2000 تومان
2000 تومان
3000 تومان
1500 تومان
1000 تومان
600 تومان
800 تومان
500 تومان
400 تومان
200 تومان
600 تومان
1000 تومان
300 تومان
300 تومان
1000 تومان
100 تومان
500 تومان
1000 تومان
500 تومان
700 تومان
200 تومان
700 تومان
500 تومان
400 تومان
100 تومان
50 تومان
300 تومان
300 تومان
500 تومان
300 تومان
300 تومان
1500 تومان
500 تومان
200 تومان
100 تومان
100 تومان
50 تومان
1500 تومان
100 تومان

 

اين تخميني که عرض شد، تخمين خيلي کم گرفته شد. زياده عرضي نيست.

]مهر:[ علي‌بن‌عبدالله؛ ]مهر:[ يازکريا؛ ]مهر: [غلامرضا؛ ]مهر:[ حسن؛]مهر:[ يا محمد؛ ]مهر:[ محمد‌حسين؛]مهر:[ حسين‌بن‌عباس؛ ]مهر:[ علي‌اکبر؛]مهر:[ محمد حسين؛ ]مهر:[ محسني؛ ]مهر:[ محمد؛ ]مهر:[ يا حسين؛]مهر: … [؛]مهر: …[؛ ]مهر: …[؛ ]مهر: …[؛]مهر: …[؛]مهر: …[ ]حاشية بالا چپ[: بسم‌الله تعالي، مراتب مرقومه در متن صحيح است. تمامي اسامي خانمان سوخته و اسباب معيشت محروقه در خزاين ما مشغول به دعا گويي ]…[. اعلا حضرت ضل‌اله علي رؤس عباد مشغول من الاحقر المحروق مسکناً و اساساً امهر‌الاقل، ]مهر: يا احمد[ ]حاشية بالا راست[: افوض امري الي‌الله ان الله بصير بالعباد ]مهر: نالي[: من اي بعد اسمه احمد(11)

 

سند شماره 7:

]گزارش تلگرافي در مورد علت آتش‌سوزي شهر آمل به وزارت داخله و تشکيل کميسيوني براي باز کردن دفتر اعانه در ساري و هم‌کاري تجارت‌خانة طومانيانس در اين خصوص، مورخ 21 حمل 1335 ق[ ] نشان شير ، خورشيد و تاج[

ادارة تلگرافي دولت عليه ايران نمونة نمرة 16، نمرة کتاب، 217، model 16، از ساري ، نمرة قبض 308، عدد کلمات 172، تاريخ اصل 21، توضيحات دولتي، تاريخ وصول 21 حمل، اسم گيرنده]…[، به طهران، نمرة تلگراف 148،سنة 1335

مقام منيع وزارت جليلة داخله، دامت شوکته. راپورت حريق آمل]را[ ديروز مختصراً عرض]كرده‌[ و دستور داده‌ام عميقاً تحقيقات نمايند که، منشأ قضا و قدر ]بوده[ يا دست تحريک هم داخل بوده‌است و کميسيوني در آمل مُبيّن کنند که صورت خسارات و خسارت‌زده‌گان و مخارج مرمت کلية شهر و دکاکين و مساجد]به چه صورت است[. و اشخاصي که تمکين دارند که بسازند و فقرا غير متمکن هم را به حکومت بفرستد و در ساري هم کميسيوني مُبيّن خواهد شد که دفتر اعانه باز نموده و هشت نفر از محترمين خير طهران هم افتخاراً بعضويت اين کميسيون]حضور دارند[ بديهي است قبول خواهند فرمود که با تحويل‌داري و نظارت در خرج تجارت‌خانة محترم طومانيانس و نمايندگي آقاي حاجي ملک‌التجار آملي که طرف وثوق تجارت‌خانه]…[ وجه اعانه از هر بلاي]ي[ به تجارت‌خانه تحويل و از دولت عِلِيّه مبذل، مرحمت و کمکي خواهند فرمود و به اطلاع حاجي ملک و کميسيون تعمير مساجد]… [ به فقرا خسارت ]…[ کمک شود ]…[ با پست وزارت جليله تقديم مي‌شود 1392] …[الدوله، ]مهر: …[. حاشية وسط بالا : ادارة شمال در جواب معتمد‌الدوله، تلگراف بشود که مسئله حريق آمل و حريق‌زدگان يک آفت و بلاي بزرگي است که فراموش نمي‌شود يا ]…[ اين مسئله را از نظر دور کرد. مخصوصاً ذات اقدس همايوني و هيأت دولت، نظريات عطوفانه در اين موضوع دارند که کميسيوني در مرکز متقدس، از تمام ولايات ايران دفتر اعانه باز خواهد شد که بر طبق]…[ صحيحه که]…[ وجه اعانه براي آن‌ها جمع شود. يک شبه از آن کميسيون هم مامور این مي‌شود که به مراتب اين کار يعني موضوع اصلي اين حريق و ضرر و خسارات اهالي را به دقت]…[ کرده، راپرت صحيح به مرکز بدهند. اهالي مازندران هم در اين اعانه بايد شرکت داشته، صد قسم همراهي کنند به مجلس اعانه(12)

 

سند شماره 8:

] درخواست وزارت معارف و اوقاف از مديران مدارس دخترانه براي کمک به حريق‌زدگان آمل ، مورخ 1335 ق[ ]نشان شير ، خورشيد و تاج[

وزارت معارف و اوقاف طهران: 2 به تاريخ ثور ئيلان ئيل 1335 ، اسم نويسنده : ، صادره ، ضميمه : ، نمرة کتابت ثبت: ، 444، کارتن : ، دوسيه ، ذکر نمره قبل: ، اداره: ،خروج 2 مديره‌هاي محترمه مدارس نسوان حريق آمل و بيچاره‌گي جمعي اهالي آن شهر از بزرگ و کوچک و زن ]و[ مرد البته به سمع عموم رسيده و يقين است در اين موقع، همة برادران و خواهران نوعي از مصيبت اين عده بلازدگان که فعلاً حالي بسيار پريشان و آشفته دارند متأثر و متألم]اند[. و البته چنانچه]…[ است همه در اين موقع، وظيفه خود مي‌دانند به هر نحوي که ]…[ کمک مالي و فوري به اين جمع هم‌نوعان و هم‌وطنان آشفته حال بنمايند. نظر به اين مراتب و اين نکته که، مخدرات و دوشيزگان وطن نيز در اين وظيفه عمومي ]…[ شرکت و مساعدت نمايند. از عموم خانم‌هاي محترمة مديره‌هاي مدارس دختران دعوت مي‌شود که هر کدام، در حدود ممکنه خود از انواع دست‌رنج و بافندگي و دوزندگي دوشيزگان مدارس، پارچه‌ها و نمونه‌هائي که خوب و مرغوب]…[ تهيه نمايند که به وزارت معارف ارسال دارند که در ايام کارون ]…[ و نمايش‌هاي خيريه که به‌همت اولياي دولت ابد‌مدت در عمارت بهارستان از جمعة آيندة شروع مي‌شود به‌عنوان کار مدارس دختران به‌معرض فروش گذاشته شود و عايدات آن به‌عنوان اعانه تسليم کميسيون مخصوص که شرح آن را در جرائد ديده‌اند، بشود و مصرف حوائج فوري حريق‌زدگان آمل بشود. البته آنچه ممکن شود بدون قيمت از نمونه‌هاي کار متعلماً]…[ که هم قيمت آن‌ها به‌مصرف اعانه‌بري بهتر است و البته اسامي هديه‌دهندگان در جرائد منتشر خواهد ]…[. چنان‌چه بعضي نمونه‌هاي مرغوب که متعلق به دختراني ]…[ بکلي از آن صرف‌نظر کنند مخصوصاً سفارش مي‌شود براي هر پارچه، قيمت معتدلي، معين کنند که بعد از فروش آن، قيمت به صاحبان هر يک پرداخته شود. مسلم است آن‌چه به فروش]نرود [ عينان به صاحبان مسترد خواهد شد. در خاتمه تأکيد مي‌شود هر يک از مديره‌هاي محترم که اين دعوت را به حسن قبول استقبال مي‌کنند فوراً در مقام اقدام بر آمده تا روز چهارشنبه آينده نتيجة اقدامات خود را يعني اشيايي‌که تدارک کرده‌اند با صورت و فهرست و علامت مخصوص و قيمت به‌ وزرارت معارف ]…[ کل ارسال داشته، قبض دريافت دارند.(13) ]امضا : …

 

[ سند شمارة 9: ]

گزارش تجارت‌خانة طومانيانس به وزارت امور خارجه، در زمينة آتش‌سوزي شهر آمل و هم‌کاري براي جمع‌آوري اعانه براي حريق‌زدگان ، به تاريخ 24 جمادي‌الاخر 1335 ق[ ] نشان شير ، خورشيد و تاج[ دارالترجمه وزارت امور خارجه ترجمه اچيق‌سوز ]…[ مورخه 24 جمادي الاخر 1335 ق، 441 در ايالت مازندران تجارت‌خانة برادران تومانيانس به ادارة ما به اين مضمون، کاغذي نوشته:

از تجارت‌خانة ما در]…[ اطلاع داده‌اند که در ايالت مازندران، شهر آمل به تمامه سوخته ، از چهار هزار خانه فقط سيصد خانه باقي مانده]است.[ اهالي شهر در يک احتياج بزرگي هستند و بلاتاخير کمک نمودن آن‌ها لازم است. به اين جهت خواهش نموده، که در جريده خود، اخطاريه درج کرده، نسبت به اشخاصي که در آمل از اين حريق متضرر شده‌اند و محتاج دستگيري و اعانت هستند. لازم است که هر يک از برادران مسلمان، به آن‌ها اعانتي نمايند. تجارت‌خانة ما براي اعانت متضررين، پنج هزار منات فرستاده ]است[. هرگاه ساير اشخاص بخواهند اعانه بدهند تجارت‌خانة ما در ارسال وجه مزبور به محل مذکور حاضر مي‌باشد. از اين مکتوب مهم، تجارت‌خانة تومانيانس و اخباري که داده‌اند بيان تشکر]داشته[ و در اخطارية آن تجارت‌خانه شرکت کرده و ]به[ برادران ديني خود اظهار مي‌داريم : اي برادران ما و اي برادران ديني، بلا و فلاکت هم‌ديگر را تعقيب مي‌کنند. علاج يک دردي را پيدا ننموده، درد ديگري افزوده مي‌شود. در اين روزهاي سخت سياه، به هر درد و بلائي چاره پيدا نمودن، خيلي دشوار مي‌شود ولي اصل مطلب اينجا است اي برادران ديني، در اين قبيل روزها چه بايد بکنند نبايد فراموش کرد در مقابل هر بلائي سينه سپر نمائيد. دارايي و تمول، ذاتاً در اين قبيل روزها به درد مي‌خورد. به هر حال در مقابل بلائي که از هر طرف روي مي‌دهد به قوة روحيه و فعاليت و تدابير بايد حرکت کرد و به همة آن‌ها چاره نمود و براي هر کاري کوشش لازم ]است[ و حالا هم يک درد تازه به دردها اضافه شد]…[ اي برادران مسلمان به هر طرف با دقت ملاحظه نمود]ن[ خوب است که نظر خود را به شهر محترق شدة آمل انداخته و دست اعانتي به برادران ديني خود دراز نمائيد(14)

 

سند شمارۀ10:

] نامة حکومت آمل و دو فقرة احکام علما در مورد عمدي بودن آتش‌سوزي دکان‌ها و دست‌گيري مرتکبان آن و درخواست اعانه براي حريق‌زدگان، مورخ 16جمادي‌الثاني 1335 ق[ ]نشان شير ، خورشيد و تاج[ حکومت مازندران نمرة 1398 به تاريخ 16 شهر جمادي‌الثاني سنة 1335ق ضميمة سواد رقعة حکومت آمل و دو فقره احکام علما

مقام منيع وزارت جليلة داخله، دامت شوکته تعقيب تلگراف 1389 و 1392 که به طور اختصار، رؤس مطالب راجعه به آمل عرض شده]است[. اينک محض تکميل اطلاع مفصل نيز به عرض مي‌رساند دارالحکومت جديد و دست‌گيري بعضي از سارقين و تصرف بانصر کلا حسن، اثري در آمل نموده و عموم مردم متشکر شده]اند[. در خصوص حريق، سواد راپرت آقاي نصرالسلطان حاکم ]…[ و در سال، سواد راپرت‌هاي ديگر را احتراز از تطويل خودداري]نموديم[. امضا در]…[ مي‌کند که غير از حريق کلي، يک شب قبل از حکومت اين‌دفعه قطعاً به اغراض، دو دکان ديگر را آتش زده بودند که جلوگيري شد و حکومت شصت هفتاد نفر شب‌گرد معين نموده و روز دار الحکومت يک دکان گير آتش گرفته بود که در آن هم جلوگيري]به عمل آمد[ و جداً در تعقيب مرتکبين مشغول است. از حکومت عظام‌الدوله، عموم مجتهدين و علما اظهار است و بعضي نسبت‌ها داده بودند از غرض و اظهار آن، قلم شرم دارد. در خصوص جان برار، سارق معروف، تمام مجتهدين و علما با يک اصراري، اعدام او را تقاضا دارند و با ملاحظه اين پيش‌آمدهاي آمل و سراي عبرت ساير سارقين و رفع بعضي هرج و مرج‌ها اين‌طور صلاح ديدم که با حضور علما در خود آمل، مجازات جان برار واقع شود و به حکومت آمل نوشتم که حکم شرع مطاع را اجرا نمايد. در خصوص ترتيب اعانة ما هم که شهد اله لازم است ترتيب را به قرار يقين، کميسيون و مذاکره به عرض خواهد رساند(15) ]امضا:[ معتمد‌الدوله، ]مهر:[ حکومت مازندران ، ادارة شمال ، 24 جمادي‌الثانيه

 

سند شماره 11:

] مجلس جمع‌آوري اعانه براي حريق زدگان آمل‌ در مدرسۀ اتحاد ايرانيان در بادکوبه، با حضور يک عده تجار، مورخ 3 رجب 1335 ق[ ]نشان شير ، خورشيد و تاج[ قونسولگري دولت عليه ايران در بادکوبه به تاريخ 3 رجب 1335 ]ق[ نمرة 525 ضميمه

مقام منيع وزارت جليلة امور خارجه اگرچه اولياي محترم امور از واقعة جان‌گداز حريق آمل اطلاعي نداده بودند ولي فردي پس از اطلاع به واسطة آنکه سکنة بدبخت آن، امروز لامکان]ند[ و در حقيقت وظيفة ابنا وطن، هم‌راهي و مساعدت به فلک‌زدگان آن ]…[. لهذا با يک حديث‌ورزي هرچه تمام‌تري در خيال جمع‌آوري وجهي براي اعانه ]…[ و فوراً مجلسي با حضور يک عده از تجار در مدرسة اتحاد ايرانيان تشکيل داده]اند[. ميرزا محمدخان رعد‌الوزرا، رئيس قونسول تفليس هم که براي تفليس به بادکوبه آمده بود حضور داشت. به اين طريق اظهار مطلب نمودم که اين واقعۀ اسف‌انگيز، اثرات جان‌سوزي در تمام ايران کرده]است[ مخصوصاً اولياي محترم امور با يک حديث فوق‌العاده در جمع‌آورري اعانه مشغول و ]…[ داده است]…[ و في‌المجلس مبلغ سه هزار و پانصد منات از]…[ بودند جمع‌آوري و آقايان تجار چند نفري را ]…[خود انتخاب نموده ]…[ قرار شد که از کلية تجار و کسبه و اهالي متمول بادکوبه به هر اندازه که بتوانيد اعانه جمع نمايند و کليه وجوه‌ام به امين‌التجار که يکي از تجار معتبر معروف است سپرده و کتابچه براي اين‌کار ترتيب داده]‌است كه[ صورت وجوه‌اي که اخذ مي‌شود در کتابچه قيد و ثبت مي‌گردد. آقايان تجار عقيده بر آن دارند پس از جمع شدن کلية وجوه توسط عمال خودشان که در مازندران شبيه به هيئتي که ناچار براي اين عمل تشکيل داده شد‌ه‌است بفرستد تا صرف حريق‌زدگان بدبخت آمل گردد ولي قدري تصور مي‌کنم که ناچار از طرف دو ]…[ را تعيين فرموده‌اند که کلية وجوهات به آن‌جا ]…[. اين است ]…[ به اطلاع خاطر مبارک مي‌رساند که برحسب وظيفة شرعي در اين مقصود خيلي کوشش کرده، وجهي جمع‌آوري شده‌است تا اگر جاي معيني را اولياي محترم امور تعيين فرموده‌اند اطلاع امر فرمايند که وجه به آن نقطه ارسال گردد. ]امضا:[ محمدي ، به کميسيون محترم اعانة حريق‌زدگان آمل(16)

 

سند شمارۀ 12:

]گزارشي از فهرست کمک‌هاي مالي کشور آذربايجان به مردم شهر آمل به دليل آتش‌سوزي ، توسط بانک وولژشکي کاميسکي ، به تاريخ 24 آگوست 1917[ کساني که در شهر آمل دچار حادثه آتش‌سوزي شده‌اند از اين حال اسفناک و پريشان آن‌ها ياد مي‌کنيم. من آقاي لره به خاطر حس انسانيت به آنها کمک مالي کرده‌اند، تشکر مي‌کنيم و اين احساس آن‌ها را گرامي مي‌داريم. براي اطلاع عموم آن‌هايي که به اين شهر کمک مالي کرده‌اند در پايين صفحه نام آن‌ها درج شده‌است پولي که جمع شد به مبلغ 710 منات و 40 کپک توسط بانک وولژسکي کامسکي در تاريخ 24 آقوست 1917 به شماره چک 39325 به کنسولگري جنرال ايران فرستاده شده]است[. و آن مبلغي هم که از شهر قفقاز جمع شده به نزد کساني که تحت رياست مستوفي‌الممالک هستند فرستاده شود. عباد عليوف جارجودان100 منات، شاهزاده نادر ميرزا 50 ، الماس خانم رفعيووا 30، حاجي سيد ولي نجف اوف 25، مشهدي محمد علي صادق زاده 25، اسفنديار بک شامخورسکي 25، پاويل واسيل يويچ چوماکوف 25، علي مردعلي اوغلي 25، لطيف کربلاي زينال اوغلي 15، مشهدي قاسم علي يوف10، مشهدي محمد آغا عليوف 10، مشهدي صادق عليوف 10، مشهدي علي برات زاده 10، استپان اوسي يوويچ قره گوزوف 10، کاظم عبداله يوف 5 ، مشهدي رستم يوسف اوف 5 ، مشهدي شکور کربلاي حسين اوغلي 5 ، عليقلي حاجي محمود اوغلي 5 ، مشهدي اکبر علي اوغلي 5 ، مشهدي حسن مشهدي ملا اوغلي 5 ، صادق کربلاي محمود اوغلي 5 ، کربلاي جواد نريمان اوغلي 5 ، رضي ميرزا علي اوغلي 7، جواد بگ صافي کوردسکي5 ، ملا محمد تقي آخوند زاده 5 ، ابراهيم علي اکبر اوف 5 ، مشهدي رحيم عليوف 3، مشهدي عباس ميرزامحمد اوغلي 3، مشهدي محمود سليم اوف 3، مشهدي عباسقلي لطفعلي اوغلي 3، قنبر شير محمد اوغلي 3، هدايت مشهدي يوسف اوغلي 3، قنبر شير محمد اوغلي 3، هدايت مشهدي يوسف اوغلي 3، کيويرک هامباسوم خاچاطور اوف 3، مشهدي قره علي ميرزا اوغلي 3، يوسف باقر زاده 3، شکور بک طهماس اوغلي 3، داداش زوار بوويچ تيمرازيانس 3، خان محمد محمد اوغلي 3، اسماعيل شيغلي اوغلي 3، مشهدي حسين محمد اوغلي 3، آنتون نه ستوروويچ قوتسريدزه 3، مشهدي ميکائل غلام زاده 3، حسين مشهدي کريم اوغلي 2، مشهدي يوسف حسين اوغلي 2، مشهدي قاسم علي محمد اوغلي 2، مشهدي حسينقلي برات زاده 2، رضا محمد اوغلي 2، تالي کوتيدره‌لي 2، رضا ابراهيم اوغلي 2، عطا آراکليوف پوغوس يانس 2، اله‌ويردي آواک اوغلي 2،علي عبدالحمد اوغلي 2، مشهدي جبرئل حقويرديوف2، بهلول محمد حسين اوغلي 2، محمد رزاق اوغلي 2، مشهدي اله ويودي 7 مشهدي علي نقي اوغلي 2، حسينقلي مشهدي مراد اوغلي 2، حبيب مشهدي عبداله اوغلي 2، سيد علي سيد کريم اوغلي 2، علي قاسموف 2، مشهدي عباس احمد اوف 2، سرافيل بک حيدر خانوف 2، مشهدي بايرام خان ملا علي اصغر اوغلي 2، زينال بک آغا حسين اوف 2، کربلاي علي حسين اوغلي 2، جعفر علي نقي اوغلي 2، علي بک محمد اوغلي 2،مشهدي اسماعيل محمد علي اوغلي2، استا محمد کربلاي علي اوغلي 1، حسينقلي لطفعلي اوغلي 1، فرخ حضرتقلي اوغلي 1، مشهدي عبدالکريم محمد رحيم اوغلي 1، کربلاي بخشعلي فتح اله اوغلي 1، صادق ابراهيم اوغلي 1،محمد همت علي اوغلي 1، حسنقلي لطفعلي اوغلي 1، کريم عباس اوغلي 1، مشهدي علي زينال زاده 1،مشهدي حسن کربلاي علي بايا اوغلي 1، مشهدي مهدي کربلايي علقلي اوغلي 1، حاجي ملا يعقوب برات زاده 1، آغا بالا بک کاظم بک اوف 1،آغا علي حاجي عسکر اوغلي عسکر اوف 1، عباسقلي زينال اوغلي 1، مشهدي ابراهيم علي محمد اوغلي 1، غلام حسين رسول اوغلي 1، کريم قربانوف 1، حيدرکربلاي داش دمير اوغلي 1، مشهدي کاظم کربلاي محمد جعفر اوغلي 1، رحيم بک شيخ لنسکي 1، قره عليوف 1، مشهدي زينال عابدين ابراهيم اوغلي 1، قره عليوف 1، مشهدي زينال عابدين ابراهيم اوغلي 1، حبيب محمد حسين اوغلي 1، حاجي عباس حاجي باقر اوغلي 1، محمد علي فار حسين اوف 1، قربان قربان اوغلي 1، قاراپت تير خاچاتوروف 1، زين العابدين کربلاي ابراهيم اوغلي 1، مشهدي هاشم احد اوغلي 1، غفار بک حاجي علي بک اوغلي 1، مشهدي يوسف دنيامعلي اوغلي 1، جليل بک عسکر آغا اوغلي 1، مشهدي محمد علي باباسماعيل زاده 1، هادي کربلاي جبار اوغلي 1، محمد علي اوغلي 1، قره بک بابابوف 1، ملا غايوف 1، آبي تارويردي اوغلي 1، عبداله حاجي عباس اوغلي 1، مشهدي محمد علي کريم اوغلي 1، ميرزا محمد آغا محمد اوغلي 1، علي رحيم اوغلي 1، مشهدي مير حيدر سيد حسين اوغلي 1، ملا قنبر علي‌زاده 1، ئه‌رنست آنديريويچ به ک 1، علي يوسف اوغلي 1، علي عباس اوغلي 1، محمد حسين کربلاي عباس اوغلي 150، مشهدي مصيب بک صادق بگوف 50 ، جبار سلطانعلي اوغلي 50 ، ميکائل کربلاي حسين اوغلي 50 ، عباس سلمان اوغلي 50 ، مشهدي محمد فتح اله اوغلي 50 ، محمد علي محمدرضا اوغلي 50 ، مشهدي رضا شيخ‌جواد اوغلي 50 ، ملک بايرام اوغلي 50 ، مختار بايرامعلي 50 ، آغدامده گنجه قونسولگري سينک نايبي ، واسطه سي ايله جمع اولوب(17) جمع (منات 169 كپك 40)/(منات 747 كپك 40) ؛ اعلان خرجي32/(منات 715 كپك 40 باقي) .

 

سند شمارۀ 13:

]رونوشت کارگزاري اروميه به وزارت امور خارجه در مورد باز کردن دفتر اعانه در تهران، تبريز و جاهاي ديگر، مورخ 27 رمضان 1335 ق[ . ]نشان شير ، خورشيد و تاج[ کارگذاري اروميه نمرة 38 ضميمه به تاريخ 27 شهر رمضان1335ق

مقام منيع وزارت جليلة امور خارجه قبل از وقوع واقعة جان‌گداز نهب و غارت و حرق بازار و دکاکين، فردي مشغول جمع‌آوري اعانه براي حريق‌زدگان شهر آمل بود. به هزار زحمت يکصد و کسري نقد جمع و چند فقره هم در کتابچه نوشته شده، هنوز نداده‌اند. به ملاحظة اين که تتمه را هم وصول نمود. يک مرتبه برات بفرستد مأمل داشت که اين حادثة ناگوار پيش آمد و مردم بيچاره را به خاک سياه نشانيد. با اهالي بدبخت آمل هم درد شدند. بااين حالت و ايصال اعانه از اين يک مشت مردم ]…[ نخواهد بود سهل است به طوري‌که در لايحة جداگانه معروض افتاد. سزاوار است که در تهران و در تبريز و جاهاي ديگر دفتر اعانه باز شده، به دست‌گيري اين بيچارگان توجه و اقدامي شود در اين صورت هرگاه تصويب مي‌فرمايند وجه موجوده معروضه در ميان چند نفر از اهالي که الحق از هستي ساقط شده و نان يوميه ندارند به اطلاع حکومت جليله و اعاظم بلاتقسيم شود. اگرچه يکصد و پنجاه تومان چه بدرد اين فلک‌زدگان دوا مي‌کند ولي آن قدر هست که يکي دو روز لامحاله چند نفر قوت لايموت را خواهند داشت تا اينکه اولياي دولت ابد، آيت فکر صحيحي دربارة آن‌ها فرمايند. قطع نظر از اين که استحقاق و پريشاني اين بدبخت‌ها مقتضي دادن اعانه است. باز نشدن دفتر اعانه، نکات باريک سياسي دارد. بديهي است در صورت تصويب مقرر خواهند فرمود زودتر اقدام شود(18).

 

ج. مشخصات موقوفه و رقبه‌هاي شهر و بازار آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

 

 

مأخذ: سازمان اسناد و كتابخانة ملي ايران، سند شمارة 250000183    پيوست اصل سند ،مربوط به آتش‌سوزي سال 1335 قمري

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

مأخذ: ادارة اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 11-73-46-1335 قمري

نقش موقوفات در پایداری زندگی اجتماعی آمل

مأخذ: ادارة اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 10-73-46-1335 قمري

 

نتيجه

بر اساس وقف‌نامه‌هاي به دست آمده، موقوفات يكي از مهم‌ترين عامل برپايي اين شهر و بازار آن بعد از اين حادثة هولناك مي‌باشد. با اين‌كه بسياري از وقفنامه‌ها بعد از اين آتش‌سوزي به ظاهر از دسترس خارج شده‌بود چگونگي مسجل كردن آن‌ها نيز واجد اهميت بسياري است.

 

پي نوشت ها :

* دانشيار تاريخ ايران، بخش تاريخ اجتماعي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، shyousefifar@yahoo.com ** كارشناس ارشد ايران‌شناسي گرايش تاريخ، دانشگاه شهيد بهشتي ، masoom8227@yahoo.com – یدالله پور، 1388: 43. – (وحيد، 1352: 76-75). – (براي توضيح بيشتر، ر.ج شرايط تداوم موقوفات در موقعيت بحران جامعة شهري ايران، ميراث جاويدان، شمارة 68). – سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارۀ 240028024 – سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارة 293001521 – سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارۀ 293001521 – سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، شمارۀ سند 240028024 – ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 87-73-46-1335 ق – سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران ، سند شمارۀ 296011706 – سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارۀ 240028024 – سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران ، سند شمارۀ 297003860 – ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 2-3-63-1335 ق – سازمان اسناد و کتابخانۀ ملی ايران، سند شمارۀ 240028024 – ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 63-73-46-1335 ق – ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 8-73-46-1335 ق – ادارة اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه، سند شمارۀ 89-73-46-1335 ق

منابع آرشيوي ادارة اسناد و تاريخ ديپلماسي وزارت امور خارجه ادارة اوقاف و امور خيرية شهرستان آمل سازمان اسناد و کتابخانۀ ملي ايران شهرداري آمل مجله صورت جمع و خرج اعانه حريق‌زدگان آمل، سنۀ ئيلان ئيل 1335-1336؛در:مجله وحيد(خاطرات)،ش26،آذر- آبان،1352، ص: 75-76؛همان،ش 30،فروردين– ارديبهشت 1353، ص: ؛ و همان،ش 32، 1353، ص: 73-74. پايان‌نامه يدالله‌پور، معصومه(1388) بازار آمل، بنياد ايران‌شناسي- دانشگاه شهيد بهشتي  Abstract In this article, an effort has been made to specify Amol previous spacial status relying on available documents concerned with firing occured in Amol at 1335. It has also showed what functions endowments have had in stability of social life after this terrible event. It is necessary to read and rewrite the documents related to this firing because an important part of Amol – bazar – was burnt in fire at 1335 and different waqfi(endowment) places were destroyed along with their waqfnamehs. Keyword: Bazar,Amol, Amol Bazar,endowments(Waqf),documents,Firing at 1335 فصلنامه وقف میراث جاویدان ش73

حمام های تاریخی آمل

نویسندگان: شهرام یوسفی فر (1) معصومه یدالله پور (2)
  titr-maghalat3

چکیده:

حمام ها به عنوان یکی از گونه های تأسیسات عمومی در شهرها، از جمله عناصر و نشانه های بافت کهن شهرهای ایران به شمار می روند. این گونه تأسیسات شهری که در قدیم میزان قابل توجهی از بافت کالبدی شهرها را در بر می گرفته‌اند، نه تنها کارکرد اجتماعی و اقتصادی داشتند، بلکه از نظر کالبدی نیز در شکل دهی به ساختار فضایی شهرها تأثیر گذار بوده اند.
شهر آمل به عنوان یکی از شهرهای کهن ایران چنین خصایص کالبدی داشته است. از جمله این گونه تأسیسات عمومی در این شهر، گرمابه «سادات نیاکی» از مهم ترین و قدیمی ترین حمام های شهر آمل است که تاکنون پابرجاست.
این حمام به صورت موقوفه تأسیس و اداره شده است. مطالعه این نهاد شهری ـ که از ویژگی وقف برخوردار است ـ در مقایسه با دیگر حمام های شهر آمل، افزون بر آنکه وجوه فرهنگی این تأسیس را نشان می دهد، ارزش های آن را در مناسبات شهری نیز از منظر نهادی وقفی تبیین می کند.
کلید واژه:

وقف، حمام های شهری، حمام سادات نیاکی، آمل، بازار آمل.

 

مقدمه

در شهرهای کهن ایران، جمعیت شهری در محلات مختلف بر اساس تفاوت هایی چون ویژگی های قومی، مذهبی، حرفه ای و شغلی یا حتی مبدأ شهری و روستایی شهریان استقرار می یافتند؛ از این رو محله ها به طور معمول فضاهای سکونتی گروهی همگون از مردمان را در شهر تشکیل می دادند. این خصلت در شهرهای کوچک‌تر به علت تجانس فرهنگی و دیگر عوامل دخیل، چون: همگونی در حرفه یا مبدأ و خاستگاه، تشدید می شد. محله ها به عنوان بخشی مستقل در شهرها دارای تأسیسات خدماتی و عمومی مربوط به خود بودند که نیازمندی های ساکنان خود را برآورده می ساختند. در سطحی فراتر، محله های مسکونی در شهرها، به مانند مکملی برای منطقه بازار کهن و مرکزی شهرها محسوب می شدند.(3)

محله از یک میدان مرکزی برخوردار بود که معمولاً در محل تقاطع دو یا چند راه اصلی قرار داشت و به مانند مرکز محله عمل می کرد. در اطراف میدان هم شماری مغازه و برخی اماکن عمومی (آب انبار یا مکان های مذهبی، اجتماعی و تفریحی) برای تأمین نیازهای ساکنان محله وجود داشت. این مکان با کارکردهای اجتماعی اش مرکز جامعه محله نیز بود.(4)

در شهر آمل نیز به پیروی از الگوی کهن شهرها، ساکنان هر محله براساس شاخص هایی چون حِرَف و مشاغل، مسقط الرأس یا قومیت اسکان می یافتند. به عنوان مثال، محله صنعتگران، محله نیاکی، محله گرجی ها و دیگر موارد که نشان دهنده این واقعیت اجتماعی در این شهر بود. به همین ترتیب محله های اصلی شهر نیز دارای عناصر خدماتی، اجتماعی و مذهبی بودند که نیازهای مختلف ساکنان محله و حتی شهر را پاسخگو بود.

حمام های عمومی یکی از تأسیسات مهم محله ها بودند که افزون بر کاربرد بهداشتی، عملکردهای اجتماعی متنوعی نیز داشتند. این حمام ها در سیمای جغرافیایی شهرها هم تأثیر گذار بودند. در مطالعه حاضر ابتدا گزارشی از حمام های شهری و کارکردهای آن ارائه می گردد؛ و در ادامه به حمام های شهر آمل و اهمیت آنها می پردازد؛ و در نهایت قدیمی ترین حمام شهر که موقوفه است بررسی می شود.

 

حمام به مثابه نهادی اجتماعی و فرهنگی در شهرها

در فرهنگ ایرانی پیش از ظهور اسلام و پس از آن، به بهداشت فردی به عنوان آموزه ای دینی توجه می شد؛ و بر این اساس حمام به منزله نشانه کالبدی و اجتماعی بروز این گونه باورها، تجلی مهمی در جامعه ایران داشت. واژه گرمابه در دوره ایران باستان به معنای ساختمان گرم بود. در دوره اسلامی ـ به ویژه دوره خلفای عباسی و صفوی ـ حمام های بی شماری در شهرهای ایران احداث شد. اهمیت عنصر حمام در زندگی شهری سبب گردید که در الگوی شهرسازی، گرمابه به مانند رکنی مهم در طراحی شهری محسوب شود. در نزد ناظران آن روزگار، شمار زیاد گرمابه در هر شهر نشانه آبادانی و پاکیزگی مردم در هر شهر بود.(5)

به طور معمول حمام ها در گذرهای اصلی و عمومی شهر یا راسته بازار، مجاورت مساجد، در مراکز یا میدان ها و بازارچه های محله ای برپا می شدند.(6)

حمام ها چون محیطی نسبتاً بسته بوده، ارتباط کمی با شرایط اقلیمی مجاور خود دارند، از نظر ساختار کالبدی، در مناطق گوناگون اقلیمی ایران کم و بیش مشابه هستند و عوامل اقلیمی مختلف مانند آب، باد و موقعیت جغرافیایی، تأثیر چندانی در نحوه استقرار شکل کالبدی و تقسیم بندی فضاهای داخل حمام نداشته است.(7)

برخی از حمام های تاریخی معروف ایران که در فهرست آثار ملی ایران نیز به ثبت رسیده اند عبارتند از: حمام آخوند، حمام آقا تقی اردبیلی، حمام ابراهیم خان، انصاری، اوچ دکان، حمام بازار شاهرود، حمام پرهیزگار، پهنه سمنان، حمام تاریخی کن، مزداران، جلفا، جم، چهاردرخت، چهارسوق، چهار فصل اراک، حاج آقاتراب، حاج تقی عسکر، حاجی رئیس، حسینیه اعظم، خان سنندج، خان یزد، خسروآقا، رضی آباد، سراب یا جلال، سلطان میراحمد، شاهزاده ها، شاه علی صفوی، شاه مشهد، شیخ بهایی، صفا یا حاجی محمد رحیم، علیقلی آقا، فین کاشان، چکنه، حمام قدیمی شهر گناباد، حمام قدیمی شیخ سلماس، حمام قدیمی ماکو، قیصریه سبزوار، کردشت اهر، کلبغلی خان ساوه، کهنه سردشت، گلشن لاهیجان، گله داری بندرعباس، گنجعلی خان کرمان، مرمر، مصباح کرج، مکتب خانه بروجن، ملک بوشهر، مهرآباد، میرزا رسول مهاباد، نوبر، نیما یوشیج، وزیر، وکیل شیراز، وکیل کرمان، دو حمام تاریخی رمنان.(8)

در شهر آمل حمام های بسیاری وجود داشته است که امروزه تعداد کمی از آنها پابرجا هستند. دراین شهر به ضرورت بهره گیری حمام ها از آب رودخانه مجاور شهر موسوم به «هراز» و تأمین ذخیره آب انبارهای متعدد گرمابه های شهر، معمولاً این بناها در نزدیک رودخانه ساخته شده اند. حمام های آمل نیز تابع ساختار کلی کالبدی و فضایی حمام های ایرانی بوده اند.

 

انواع حمام ها از نظر کارکرد و نحوه اداره

الف.کارکرد

حمام عمومی:

این گونه گرمابه ها برای استفاده عموم افراد یک محله یا شهر تأسیس می شد و دارای ویژگی های معماری و طراحی درونی خاصی بود.(9) حمام های عمومی به دو صورت اداره می شد: گاه به صورت دو حمام جداگانه، یکی مخصوص مردان و دیگری مخصوص زنان، با خزینه واحد و به هم چسبیده که به حمام دوقلو معروف بود؛ و گاه یک حمام در ساعاتی از روز برای زنان و در برخی ساعات به مردان اختصاص داشت.(10) استفاده از این حمام ها مستلزم پرداخت هزینه بود. حمام های خاص: شماری از حمام ها که درون محوطه های محصور (کاخ ها) یا محله هایی با ویژگی های قومی یا دینی خاص (یهود، نصارا) قرار داشتند و فاقد کاربری عمومی بودند. حمام های محله ای: این گونه حمام ها در مرکز محله و کنار مسجد یا حسینیه، به منظور رفع نیاز اهالی محله ساخته می شد. این حمام ها علاوه بر کارکرد بهداشتی، برای گذران اوقات فراغت نیز استفاده می شد.(11)کارکردهای حمام های محله ای در شهر آمل

حمام های شهر آمل از عناصر وحدت بخش مرکز محله یا محلات بودند که علاوه بر تأمین نیازهای ساکنان محل و داشتن کارکردهای اجتماعی و اقتصادی، در شکل دهی به این شهر نیز تأثیرگذار بوده اند. با توجه به اینکه طایفه ها، در شهر آمل، محلات مخصوص به خود را به وجود آوردند، حمامات واقع در آن محل که معمولاً در مرکز محله واقع بود به نام همان طایفه مشهور بوده است .ب.نحوه اداره

حمام های انتفاعی:

این گونه حمام ها را حکومت یا افراد برخوردار به منظور بهره گیری از عواید آن می ساختند. مالکیت خصوصی و طرز اداره انتفاعی این حمام ها وجه بارز تفاوت آنها با حمام های وقفی است.

حمام های وقفی: این گونه حمام ها از نظر حقوق تابع قانون وقف بود و درآمد حاصل از فعالیت های آنها وقف امور عام المنفعه یا امور خیریه مشخص می شد. یکی از ویژگی حمام های وقفی آن است که اغلب در مجاور مجموعه هایی چون مسجد، بازار، کاروانسرا، خانقاه و نظایر اینها ساخته می شد.(12) حمام های وقفی از لحاظ معماری و کارکرد مانند حمام های عمومی بوده اند. برخی از حمام های معروف ایران که پیشتر از آنها نام برده شد، به صورت موقوفه بوده اند. در این باره، حمام بازار شاهرود، حمام گله داری بندرعباس، حمام کوچک و بزرگ علیقلی آقا در محله بیدآباد اصفهان و نظایر اینها قابل ذکرند. اهمیت وقف حمام در فرهنگ دینی مسلمانان، از نظر تأکیدی که بر پاکی و طهارت در اعمال و عبادات شده، قابل توجه است. حمام ها به مانند نهادی بهداشتی و اجتماعی به طور معمول در مجاور مسجد ساخته می شدند. گروهی از دولتمردان نیک سیرت به نیت بهره ثواب و ذخیره روز رستاخیز، و جمعی از دولتمردان هم در اندیشه شهرت بیشتر به بنای حمام های وقفی چشمگیر و زیبا همت می گماردند. ساختن حمام یکی از موارد عادی مصرف وجوه و درآمدهای وقفی به شمار می آمده است. بینش دینی در باب طهارت و کاربرد سنتی حمام به عنوان یک پایگاه مداوای پزشکی، سبب گسترش شبکه ای از حمام ها با ویژگی های خاص ظاهری و درونی در سراسر سرزمین های اسلامی گشت.(13)

 

محله های تاریخی شهر آمل

آمل از جمله شهرهای کهن ایران است که شماری از عناصر کالبدی ارزشمند آن هنوز پابرجاست. در این شهر نیز فضای شهری به محلات متعدد تقسیم می شد که این امر اداره شهر را آسان می کرد. محله هایی مانند: مشایی محله، کاردگر محله، شاهان دشت محله، کاشی محله، پایین بازار، نیاکی محله، قادی محله، گرجی محله از محله های کهن و معروف این شهر هستند که در مرکز خود، فضای مذهبی، تجاری و خدماتی هم داشته اند. خط سیر بازار قدیمی آمل به خصوص محورهای آن نقش مهمی در تفکیک کالبد محله ای این شهر ایفا می کرد. رشد و گسترش کالبد بازار آمل به صورت تک محوری سبب شده است تا محلات مسکونی متعددی در پیرامون آن شکل گیرد.

این محله ها بر مبنای شاخصه هایی چون بستگی های طایفه ای شکل یافته اند. طایفه هایی چون آملی (جوان، زرگر، کاردگر، رودگر، کمانگر، چنان، نبی، دیر، سالار، چلابی، ساروی، خراسانی و کاشانی)، نیاکی (سادات و غیر سادات)، شاهان دشتی (سادات و غیرسادات)، مشائی، گرجی، اسکی (قادی، درزی، امیری، رئیسی)، بهرستاقی (آهنگر، اردشیر، درویش، گریپ، بلقمی، بلـر، قلباف، باتیجی، نوسر، اوک و بوستان)، نوائی (بلالی ، گودرزی، حمزه، جغتا، ملا، درزی و خزات)، دلارستاقی (خواجه سلیمان، کهرودی، کیانی، فولادوش، امیر، شیوخ، دیلم، موتن، پل وار، درکانی، یهری، متکان، میان دهی، کرنی و مغولی)، ایرائی ( رودگر، الیاس، آماک، گرشاسب)، امیری (سادات غیر سادات، از ساکنان اصلی لاریجان)، و گروه هایی چون لاسمی ها، نوری ها، تیکوهی، کلشی ها (14) در طی ادوار مختلف تاریخی در شهر ساکن شدند و محله های مخصوص به خود را شکل دادند. نظم اجتماعی مزبور تا امروز نیز کم و بیش در قالب اجتماعات آیینی (مراسم محرم و غیره) و رسوم اجتماعی (عروسی و غیره) قابل ردگیری است.حمام های محله ای شهر آمل

الف.حمام های عمومی

1.حمام اشرف: از قدیمی ترین حمام های واقع در بازار این شهر بود. این حمام در شاهان دشت محله، مرکز بافت قدیم شهر آمل واقع بود و از شمال به کاشی محله، از غرب به پایین بازار محله و بازار قدیم، از جنوب به مشایی محله و از شرق به چاکسر محله مرتبط می شد. ارتباط فضایی با بازار قدیم به صورت بی واسطه و در ضلع غربی آن بود. حمام روبه روی مسجد حاج علی کوچک قرار داشت. غلامحسین یوسفی مالک این حمام در مسجد مزبور به خاک سپرده شده است.(15) این حمام، سربینه ای (رختکن) داشت که از سه قسمت تشکیل می شد: وسط حوض و راهرو و دو طرف آن دو قسمت، رختکن بود. از رختکن به گرم خانه و از آنجا به صحن حمام وارد شدند. مستراح و نوره خانه قدیمی دراز و طولانی بود و نور کافی نداشت. بعدها قسمتی از گرم خانه را به این دو اختصاص دادند. کاشی کاری های قدیمی سربینه بر جای بود که قدمت پاره ای از آنها به زمان صفویان می رسید. بر بالای در ورودی حمام این عبارت نوشته شده بود: «هر وقت لنگ در این مکان نصب است، حمام مردانه است».(16)

وجود چند عنصر تأثیرگذار چون مسجد حاج علی کوچک و حمام اشرف از عوامل تشکل وحدت محله ای مزبور بود.(17) این حمام، حمام اشرف سلطان نیز خوانده می شد. این حمام ساخت رودگری های آمل بود که در سال 1361 تخریب شد.(18)

2.حمام رجائی (حمام مشائی): در مشائی محله، پشت کاروانسرای حبشی مجاور راسته نمدمالان قرار داشت.(19) مشائی محله در ضلع شرقی بافت قدیم بازار آمل واقع است و از شمال به شاهان دشت محله، از غرب به کارگرد محله (کاردیگر)، از جنوب به بازار قدیم و از شرق به خیابان 30 متری شهید بهشتی ارتباط دارد.(20) بنا به اظهار مطلعان، مالک آن آقای مشایی بود.

3.حمام گروسی یا حمام سبزه میدان: در راسته گروسی، نزدیک سبزه میدان قرار داشت. آقای گروسی مالک آن بود.(21) به دو صورت مردانه و زنانه مورد استفاده قرار می گرفت.(22)

4. حمام آقا عباس: این حمام در میدانگاهی مجاور مسجد آقا عباس، در راسته آقاعباس مجاور بازار نمدمالان در کاردگر محله قرار داشت.(23) امروزه از این حمام قدیمی اثری بر جای نیست. کاردیگر محله از شمال به پایین بازار، از غرب به نیاکی محله، از جنوب به بخش مرکزی شهر و از شرق به بازار قدیم مرتبط می شود.(24)

5.حمام مهدی زاده: این حمام در سه راهی قادی محله، نیاکی محله و پایین بازار قرار داشت. بنا به اظهار مطلعان، مالک این حمام اصغر مهدی زاده بود.

6.حمام قادی محله: که در قادی محله قرار داشت و مالک آن آقای توکلی زاده بود.(25) این محله در قسمت شمالی شرقی بافت قدیم شهر واقع است و از جنوب به گرجی محله و از شرق به نیاکی محله و پایین بازار مرتبط می شود.(26)

7.حمام اثرایی راسته: واقع در راسته اثرایی و مالک آن آقای پهلوان زاده بود.(27)

8.سایر حمام های قدیمی: حمام یوسف خان در شاهان دشت محله، حمام چرخ فلک و فلک در قادی محله، حمام کاظم بیگ، چهارسوق، بقال، عطار، ساچمه پاشان، مسگر بازار که اثری از آنها باقی نمانده است. (28) همچنین دو حمام قدیمی در هارون محله قرار داشت که در دوره رضا شاه تخریب و به جای آنها اداره پست و تلگراف احداث شد.(29) بسیاری از حمام های مهم شهر آمل در بازار شهر قرار داشته و در تأمین بهداشت و سلامتی ساکنان محله یا محله های بازار تأثیرگذار بوده است. ویژگی دیگر حمام های شهر آمل نزدیکی آنها به مساجد و تکایا بود. به عنوان مثال، حمام مشائی در مجاورت مسجد جامع، تکیه مشائی، آقا عباس قرار داشت و حمام اشرف رو به روی مسجد حاج علی کوچک بود.ب.حمام های وقفی آمل

1.حمام چاکسر: این حمام در چاکسرمحله قرار داشت و واقف آن حاجی صالح مشائی بود. در وقف نامه تکیه مشائی تصریح شده که این حمام، وقف تکیه مزبور است.(30)

2.گرمابه سادات نیاکی: واقع در راسته نیاکی، مجاور حسینیه و مسجد نیاکی. این حمام سربینه، رختکن، سردخانه و گرم خانه داشت و عواید آن وقف بر تکیه نیاکی و نیاک است.(31) نیاکی محله از قدیمی ترین محلات شهر است که از شمال به پایین بازار، از غرب به گرجی محله و قادی محله از جنوب به بخش مرکزی شهر و از مشرق به کاردگر محله مرتبط می شود و در قسمت مرکزی بافت قدیم قرار دارد.(32) گرمابه موقوفه نیاکی تنها گرمابه به جا مانده شهر آمل در کنار مجموعه تاریخی مسجد و حسینیه نیاکی و آب انبار سابق، در اطراف بازار است. بانی آن در واقع حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسین یزدان پناه لاریجانی است.(33) بدون تردید جنبه موقوفه بودن این بنا باعث پایداری آن گردیده است.نیاک و نیاکیان

نیاک نام منطقه ای است واقع در جاده تهران به آمل، پس از پلور، در دره مسیر رود هراز، میان اسک و رینه از بالا و وانه از پایین. در بالای این دره کوتاه از یک سوی روستای نیاک است و در برابر آن روستای کوچکی است به نام کنارنگام. ابوالخیردشت یا بی خبر دشت در اطراف نیاک واقع است. مردم نیاک در گذشته به بازرگانی، کشاورزی و دامپروری می پرداختند. آنها خود را سید هاشمی و از نسل سید عالی یا سید علی، برادر سید حسن ولی می دانند که مزار و آستانه او در همین روستا واقع است. در این مزار قبر درویش تاج الدین حسن ولی، درویش علی و درویش سهراب قرار دارد. درباره نسب درویش تاج الدین حسن و سادات نیاک روایت های محلی وجود دارد و به نظر می رسد سید حسن ولی و برادرش علی، نواده حسن سبط هستند و از دودمان عبدالله بن لطف الله پدر سید عمادالدین فتح الحسنی. بر آستانه و مزار مزبور، رقباتی در نیاک، نوا، مون، رینه و ایرا وقف شده است که بالغ بر 147 طغرا از سده نهم تا سده چهاردهم است. گویا در هیچ مزاری این گونه و تا بدین اندازه سند نباشد. از سنجیدن آنها با سندهای موقوفات دیگر ارزش آنها به دست می آید و روشن می شود که این اسناد از سندهای وقف تبریز، اردبیل، کاشان، یزد و سجلّات تیموری نوتر و هم زمان با وقف نامه امیر چقماق، و کهن تر از اسناد دیگر است. (34) بررسی اسناد نیاکی در خصوص موضوع پژوهش از دو نظر در خور اهمیت است:

1.وقف در بین مردم آمل به خصوص مردم نیاک و طایفه نیاکی پیشینه ای بس دراز دارد؛

2.مردم نیاک را سید هاشمی و از نسل سید عالی یا سید علی برادر سید حسن ولی می داند، اما باور مردم نیاک بر آن است که طایفه نیاکی شامل محمد بزا، عالی بزا و حسن بزا می باشد (35) که این اسناد اطلاعات مفیدی درباره این سه تن به دست می دهد.تکیه نیاکی و نیاک

تکیه نیاکی در نیاکی محله قرار دارد. دارای سیزده سقاخانه بوده که تاریخ ساخت آن با تاریخ مسجد حاج علی کوچک یکی است. بانی آن عباسقلی خان سردار لاریجانی اسکی بود.(36) اکنون این تکیه به حسینیه ارشاد و سادات نیاکی معروف است. تکیه نیاک: این تکیه در روستای نیاک لاریجان قرار دارد. ساختمان قدیمی را خراب کردند و آن را از نو در دو طبقه بنا نهادند.(37)معرفی سند

وقف نامه حمام نیاکی در آرشیو اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان آمل نگهداری می شود. این حمام را طایفه نیاکی در تاریخ هفتم شهر جمادی الثانی 1332 قمری. بر تکیه نیاکی (اطراف بازار) و تکیه نیاک در قریه نیاک لاریجان وقف کرده اند. ساختمان این حمام در این تاریخ جدیدالبنا بوده است. وقف نامه حاضر در مجموع 38 مهر دارد که اسامی واقفان و مهرهای آنها در وقف نامه آمده است .موارد مصرف درآمد موقوفه

درآمد حمام برای عزاداری سرور شهیدان خاص اهل الکسا مولی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) صرف می شده است، به گونه ای که هر گاه ماه محرم با فصل تابستان مصادف بود و نیاکیان در ییلاق نیاک به سر می بردند، صرف عزاداری در تکیه نیاک لاریجان و در بقیه فصول در تکیه نیاکی آمل صرف عزاداری امام حسین (ع) می شود.تولیت

پنج تن از متدینین قریه نیاکمشخصات سند

واقف: سادات و غیر سادات قریه نیاک لاریجان؛ موقوف علیهم: گرمابه موقوفه نیاکی؛ تاریخ وقف: هفتم شهر جمادی الثانی 1332 قمری؛ تاریخ تنظیم سند: ـ نوع سند: وقف نامه؛ شماره سند: ـ بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الواقف علی الأسرار بما وراء، و الصلوة و السلام علی النبی المختار محمد و آله الأطهار، و اللعنة الدائمة علی أعادیهم مادم اللیل و النهار. اما بعد، نظر به مضمون صدق مشحون «الدنیا مزرعة الآخره»، و به مفاد الهام بنیاد «إذا مات ابن آدم انقطع عمله إلا من ثلاث؛ علم ینتفع به، و ولد صالح یدعو له، و صدقة جاریة»، بر هر مکلفی واجب و لازم است که نفس خود را به امتثال خیرات و مبرّات واداشته، در مزرعة اعمال خویش تخم سعادتی کاشته، و از خرمن طاعات و عبادات خوشه انباشته، تا در «یوم لاینفع مال و لابنون» حاصلی داشته باشد؛ و شبهه نیست که بهترین اعمال و شایسته ترین افعال به نصّ آیة کریمة «المال و البنون زینة الحیوة الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثواباً و خیرّ أملاً»، صدقة جاریه است و از جمله مصادیق باقیات صالحات، بلکه موجب نجات یوم المحشر و آسودگی آن روز پرخوب و خطر می باشد؛ لذا توفیق شامل حال و متکفل احوال عموم حضرات سادات و غیرسادات ذوی العزّ و الاحترام قریة نیاک لاریجان، که اسامی سامی و امهار گرامی در ظهر این وقف نامه ثبت و ختم است، گردیده. وقف مؤبّد شرعی و حبس مخلّد ملّی نمودند یک باب حمام جدید البنا، واقع در آمل مازندران، نزدیک تکیة سادات نیاک، محدود به حدود اربعة در هامش، که غنی از زیادتی توضیح و توصیف است، با کافة ملحقات شرعیه و منضمّات عرفیه، من غیر استثناء شیء از آنرا، برای عزا سرور شهیدان خامس اهل الکساء، مولی حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، تا منافع حاصلة آن در شهر محرم الحرام صرف وجوه عزاداری نمایند. مقرر آنکه اگر اکثر و اغلب حضرت سادات در آمل می باشند، باید در تکیة نیاکی آمل صرف نمایند، و اگر در نیاک می باشند، باید در همان تکیه نیاک صرف فرمایند و ثواب آن واگذار به خود واقفین و اموات ایشان است؛ و تولیت آن در همه اوقات با چهار نفر متدینین از … مردمان قریه نیاک است الی یوم النشور. و صیغة الوقف المسطور حسب ما فصّل فی المزبور علی النهج المقرّر فی الشریعة النبویة (علی صادعها ألف ألف سلام و تحیة) سمت جریان پذیرفت. وصول نیز متحقق شده، فصار وقفاً صحیحاً شرعیاً لازماً بحیث لا یباع و لایوهب و لایرهن. فمن بدّله بعد ما سمعه فإنما إثمه علی الذین یبدّلونه. و کان وقوع ذلک فی سابع شهر جمادی الثانی سنة 1332 [هجری قمری].حواشی

[حاشیه پایین راست]: اما حدود اربعه از این قرار است: جنوب: کوچه باریک پشت دیوار خانه مرحوم آقا سید حسین عطار نیاکی؛ شمال: معبر عام متصل به سقاخانه؛ مشرق: نهر آب و معبر عام؛ مغرب: کوچه باریک زیر دیوار خانه آقا میرزا ابراهیم نیاکی. [حاشیه بالا وسط]: بسم الله الرحمن الرحیم. این ورقه به واسطه اشتمال بر خطوط و امهار آقایان نیاکی، خصوص مرحوم حجةالاسلام آقای آقا میرزا محمد نیاکی… در کمال اعتبار است. علاوه بر استشهاد وقف واقفین، اعتراف و اقرار به وقف و عمل نمود احقر الفانی عبدالکریم الامیری، 3 صفر …، [سجع مهر:] عبدالکریم. [حاشیه بالا چپ]: بسم الله و له الحمد. جرت صیغة الوقف المسطور… المزبور لدی الأحقر؛ فصار وقفاً صحیحاً شرعیاً لازماً لا یباع لایوهب و لایرهن. فمن بدّله بعد ما سمعه فإنما إثمه علی الذین یبدّلونه. فی 7 جمادی الاخری من سنه 1332 [هجری قمری]. [سجع مهر:]… ابومحمد بن حسن الله الحسنی. [حاشیه بالا وسط]: بسم الله…. قد اعترف… 13 [سجع مهر: ناخوانا].[مهرها]

حاجی میرزا هادی [سجع مهر:] هادی الحسنی؛ آقا ابوالحسن [سجع مهر:] ابوالحسن؛ حاجی سید ابراهیم آقا [سجع مهر:] ابراهیم الراحی الحسنی؛ حاجی سید ابراهیم… [سجع مهر:] ابراهیم بن الحسنی….؛ حاجی سید آقاخان [سجع مهر:] آقا خان الحسنی؛ آقا… [سجع مهر: ناخوانا] ؛ حاجی مهدی [سجع مهر: ناخوانا] ؛ حاجی سید نقی [سجع مهر: ناخوانا] حاجی سید هاشم [سجع مهر:] هاشم الحسنی؛ آقا حبیب [سجع مهر:] حبیب الله بن الحسنی؛ الحاجی روح الله [سجع مهر:] روح الله؛ حاج آقا رضا [سجع مهر:] رضا الحسنی…؛ سید غلامعلی درویشی [سجع مهر:] غلامعلی الحسنی؛ حاج آقا… سید عباس [سجع مهر:] عباس علی …. الحسنی؛ حاجی سید اسدالله [سجع مهر:] اسدالله بن علی الحسنی؛ آقا محمد [سجع مهر: ناخوانا]؛ علی محمد… [سجع مهر: ناخوانا]؛عبدالکریم ابن محمد امین الحسنی [سجع مهر:] عبدالریم بن محمد امین الحسنی؛ حاجی سید ذبیح الله [سجع مهر:] ذبیح الله الحسنی؛ حاج آقا احمد [سجع مهر: ناخوانا]؛ حاجی سید علی ابن احمد [سجع مهر:] علی بن الحسنی احمد؛ سید آقاخان [سجع مهر: ناخوانا]؛ [سجع مهر: ناخوانا]؛ سید مختار [سجع مهر:] مختار الحسنی الراحی؛ آقا سید علی عطار [سجع مهر:] علی بن الحسین الحسنی؛ سید محمد حسین [سجع مهر:] محمد حسین الحسنی، حاجی سید حبیب الله [سجع مهر:] حبیب الله بن الحسنی، [سجع مهر:] عبده نقیّ الحسنی؛ آقا حسین آقا [سجع مهر:] … حسین الحسنی؛ [سجع مهر:] ابن نقی الحسنی. [مهـر:] دفتر اداره معارف و اوقاف آمل لاریجان؛ 10/9/8[13شمسی] ، ثبت و سواد به عمل آمد. رئیس معارف و اوقاف آمل.. [مهـر:] دفتر اداره اوقاف مازندران؛ [مهـر:] دفتر اداره اوقاف آمل … ؛ [مهـر:] دفتر اداره … ؛ [مهـر:] اداره معارف و اوقاف آمل، لاریجان ـ نور؛وضعیت کنونی موقوفه

گرمابه موقوفه نیاکی دارای دو بخش حمام عمومی و حمام نمره است و به دو صورت مردانه و زنانه دایر است. از ویژگی این گرمابه در مقایسه با دیگر گرمابه های ایران، وسعت و شکل حمام مخصوص به زنان است که به نظر می رسد به صورت مساوی با حمام مردانه و شاید بزرگتر باشد. این حمام بر خلاف دیگر حمام های قدیمی بدون خزینه است. دو منبع آب سرد و آب گرم دارد. از ساعت 4/5 صبح تا 7 شب باز است. روزانه 15 ـ 10 مشتری دارد و به دلیل وجود حمام های خانگی به مانند سابق کارایی ندارد، ولی همچنان در برآورده ساختن نیاز بهداشتی مردم محله دایر است. استقبال مردم شهر از گرمابه به ویژه حمام عمومی در زمستان بیشتر است. حضور دلاک (کیسه کش) در حمام (مردانه و زنانه) سبب شده است تا مردم شهر همچنان بدان جا مراجعه نمایند. کرایه هر دلاک 2000 تا 2500 تومان است. هر فردی که دلاک می گیرد، باید این مبلغ را بپردازد. سوخت حمام در گذشته زغال سنگ، نفت سیاه و گازوئیل بودکه در حال حاضر از گاز استفاده می شود. کرایه حمام عمومی 1500 تومان و کرایه حمام نمره 2000 تومان است. به گفته حمامی، به دلیل گران بودن سوخت و آب، اداره گرمابه به صرفه نیست، ولی با توجه به اینکه این حمام وقف امام حسین (ع) است آن را همچنین اداره می کند و ارادت خاصی، هم به وقف، هم به امام حسین (ع) دارد. با آنکه حمام به طور معمول در ماه مرداد تعطیل می شود، اما اجاره این ماه نیز پرداخت می گردد. حمام موقوفه نیاکی حدود هفت سال است که در اختیار مهدی حسنی نیا قرار دارد. وی درآمد آن را به صورت اجاره ماهانه به مبلغ 100000 تا 150000 تومان به هیئت امنای مسجد و حسینیه ارشاد (نیاکی) می پردازد. حاج اسدالله صادقی، حاج محمد روشن و حاج مالک بنی هاشمی از هیئت امنای مسجد و حسینیه ارشاد آمل هستند. با توجه به اینکه میزان موقوفه کم است، هزینه های مساجد و حسینیه های متعلق به خود را طایفه مذکور ـ هم در آمل و هم در نیاک لاریجان ـ تحت نظر هیئت امنا، در مراسم ها به ویژه محرم و عزاداری امام حسین (ع) پرداخت می کنند. مراسم عزاداری امام حسین در نیاک لاریجان بسیار باشکوه تر از شهر آمل است. (38)نتیجه

حمام در محلات شهرهای ایرانی به خصوص شهر آمل مکان گفت و گو، تبادل افکار و بحث اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بوده است. بسیاری از حمام های مهم این شهر در محلات بازار یا مجاور آن قرار داشته است. گرمابه موقوفه نیاکی از جمله حمام های برجای مانده شهر آمل است که به نظر می رسد وقف مهم ترین عامل استمرار این بنا و دیگر بناهای عمومی در شهرهای ایران بوده باشد. بنابراین بناهایی چون حمام به مدد موقوفات و خیرات در شهرها به عنوان مظاهری از جغرافیای شهری به وجود آمدند.

 

منابع:1) کتاب

1.ایاز آملی، حشمت الله. (1382). اولین ها در آمل. آمل: شرکت غدیر خم. 2.خیرآبادی، مسعود. (1376). شهرهای ایران. ترجمه حسین حاتمی نژاد و عزت الله مافی. مشهد: نیکا. 3.رجبی، آزیتا. (1385). ریخت شناسی بازار. تهران: آگاه . 4.ستوده، منوچهر. (1375). از آستارا تا استارباد. ج 4. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. 5.سعیدی رضوانی، عباس. (1368). بینش اسلامی و پدیده های جغرافیایی. مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی. 6.علامه، صمصام الدین. (1338)، یادگار فرهنگ آمل. تهران: تابان. 7.قبادیان، وحید. (1373). بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران. تهران: دانشگاه تهران. 8.نظر محمد نرگسی، زهرا. (1384). گرمابه: نگاهی به حمام های قدیمی ایران از دوره باستان تاکنون. تهران: آوینا.2) مقاله

1.ضیا توانا، محمد حسن. «محله، بافت و ساختار آن در شهر شرق اسلامی». مجله علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی. شماره اول، سال 1370، صص 199 ـ 173 .3)مراکز آرشیوی

1.اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان آمل. 2.طرح حفاظت و مرمت بافت قدیم آمل، شش جلد، مشاور رهرو، 1385 . 3.طرح ساماندهی بافت قدیم بازار آمل، چهارجلد، امان الله امانی و … 1372.4)پایان نامه

1.یدالله پور، معصومه. (1388). بازار آمل. بنیاد ایران شناسی، دانشگاه شهید بهشتی.5)مصاحبه

1.عزیز الله جوربندی، قهوه چی. مکان مصاحبه: راسته نمدمالان، قهوه خانه امید به خدا. تاریخ مصاحبه: 1387/10/9. روز و ساعت: شنبه 2 ـ 2/5 بعدازظهر. 2.مهدی حسنی نیا، حمامی. مکان مصاحبه: گرمابه موقوفه نیاکی، جنب حسینیه ارشاد. تاریخ مصاحبه: 1390/6/15. روز و ساعت: دوشنبه 10 ـ 11/5 صبح. 3.نصرت الله شهره، خواروبار فروش و لوازم شکار فروش سابق در تیمچه. مکان مصاحبه: خیابان مهدیه، فروشنده مجاز اسلحه شکاری و لوازم شکار. تاریخ مصاحبه: 1387/10/19. روز و ساعت: یکشنبه 11 ـ 12/5 ظهر 4.محمدرضا قلی پور، کیف فروش. مکان مصاحبه: قصر کیف، بازار، جنب تکیه امیری. تاریخ مصاحبه: 1387/7/22، روز و ساعت: دوشنبه 11/5 ـ 1/5 بعدازظهر. 5.سید عبدالله مرتضوی مقدم، بزاز، مکان مصاحبه: بازار چهارسو، فروشگاه اطلس، تاریخ مصاحبه: 1387/7/21 روز و ساعت: یکشنبه 9/5 ـ 12/5 ظهر.6)سایت

بانک اطلاعات کتب و نسخه خطی www.aghabozorg.ir/BookLIstDetail. aspx? BookListid=6&Volum eNumber=4.پی نوشت ها :

1.دانشیار تاریخ ایران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی yousefifar89@gmail.com 2.کارشناس ارشد ایران شناسی گرایش تاریخ، دانشگاه شهید بهشتی masoom8227@yahoo.com 3.خیرآبادی، مسعود. شهرهای ایران. ترجمه حسین حاتمی نژاد و عزت الله مافی، ص 106؛ ضیا توانا، محمد حسن. «محله، بافت و ساختار آن در شهر شرق اسلامی»، علوم زمین، شماره اول، 1370، ص 173 ـ 199 . 4.شهرهای ایران، ص 106؛ رجبی، آزیتا، ریخت شناسی بازار، ص 184 . 5.نظر محمد نرگسی، زهرا، گرمابه: نگاهی به حمام های قدیمی ایران از دوره باستان تاکنون، ص 30 ـ 47 . 6.ریخت شناسی بازار، ص 107 . 7.قبادیان، وحید. بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران، ص 277 . 8.گرمابه: نگاهی به حمام های قدیمی ایران از دوره باستان تاکنون، ص 60 ـ 87 . 9.همان، ص 90 . 10.ریخت شناسی بازار، ص 109 . 11.همان، ص 108 . 12.نگاهی به حمام های قدیمی ایران از دوره باستان تاکنون، ص 91 . 13.سعیدی رضوانی،عباس. بینش اسلامی و پدیده های جغرافیایی، ص 77 ـ 78؛ بررسی اقلیمی ابنیه سنتی ایران، ص 277. 14.مشاوران رهرو. طرح حفاظت و مرمت بافت قدیم آمل، ص 52 ـ 53. 15.مصاحبه با جوربندی، 1387/10/19 . 16.ستوده، منوچهر. از آستارا تا استرآبد، ص 58 . 17.یدالله پور، معصومه. بازار آمل، ص 160 . 18.ایاز آملی، حشمت الله. اولین ها در آمل. ص 113. 19.مصاحبه با مرتضوی مقدم، 1387/7/21 . 20.بازار آمل، ص 160 . 21.مصاحبه با مرتضوی مقدم 1387/7/21 . 22.مصاحبه با شهره 1387/10/19. 23.مصاحبه با جوربندی، 1389/10/19. 24.بازار آمل، ص 162. 25.مصاحبه با جوربندری، 1387/10/19 26.بازار آمل، ص 163. 27.مصاحبه با قلی پور، 1387/7/22 . 28.ستوده، منوچهر. از آستارا تا استرآباد، ص 60 . 29.همان، ص 72 . 30.رونوشت واقف نامه تکیه مشایی، آرشیو 255 . 31.از آستارا تا استرآباد ص 89 . 32.یدالله پور، معصومه، بازار آمل، ص 162. 33.مصاحبه با مهدی حسنی نیا، 1390/6/15. 34.دانش پژوه، محمد تقی. «مقدمه اسناد آستانه درویش تاج الدین حسن ولی در نیاک لاریجان»، نشریه نسخه های خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج 4، ص 481 ـ 648 . 35.ایاز آملی، حشمت الله، اولین ها در آمل، مقدمه، ص ژ. 36.علامه، صمصام الدین، یادگار فرهنگ آمل، ص 90 . 37.مصاحبه با مهدی حسنی نیا، 1390/6/15. 38.مصاحبه با مهدی حسنی نیا، 1390/6/2527

منبع:سجادی، سید احمد؛(زمستان 1390)، وقف میراث جاویدان شماره 76،تهران،موسسه فرهنگی هنری نور راسخون،

آمل در گذر زمان

در زمان باستان:

طبق تحقیقات باستان‌شناسی، استانهای ساحلی دریای خزر احتمالاً از 000‘75 سال پیش محل زیست انسان بوده است. در 1330ش کارلتون کون باستان‌شناس آمریکایی اسکلتهایی از انسان نئاندرتال را که ظاهراً نیای کهن اقوام ساکن کرانۀ دریای خزر بوده است، در غارهای هوتو و کمربند واقع در مغرب بهشهر کشف کرد (عسگری، 110). از جملۀ این اقوام ورکانیان (هرکانیان) در گرگان، تَپوران در منطقۀ کوهستانی البرز، ماردها (مَردها) در مازندران و حدود آمل، و کادوسان (تالشان) در گیلان بودند (بارتولد 233-234). آمارد ها که جایگاهشان بین محل استقرار اقوام تپور و کادوس نشان داده شده است، در جوار مرو ساکن بوده اند.این قوم مهاجر از مردم مرو بوده و قومی بادیه نشین بوده اند که به تاخت تاز در اراضی اقوام دیگر می پرداختند. قوم مارد پس از رانده شدن توسط مرویان به طبرستان (آمل) آمدند که در کنار رود هراز (ضلع غربی آن) سکنی گزیدند و شهر آمل پایتخت باستانی آن بوده است که اسم شهر آمل به احتمال بسیار زیاد از نام آنان گرفته شده است.

در اساطیر ایرانی از پیکار میان آریاییان و دیوان (اشاره به این اقوام)در این ناحیه یاد شده است.

در زمان هخامنشیان: در روزگار هخامنشیان اقوام این سرزمین تابع حکومت مرکزی شدند. به روزگار کوروش قوم آمارد تا حوالی ماد پراکنده گردیده بودند. اما اسکندر در مطیع ساختن ماردها و تپوران توفیق نیافت.

در زمان اشکانیان: آمل در زمان اشکانیان نیز معمور و آبادان بود که آنرا همو می نامیدند. فرهاد یکم پادشاه اشکانی (181-173ق م) ماردها را در منطقۀ آمل مغلوب کرد. گفته می‌شود وی گروهی از این قوم را به سرزمین پارت در شمال خراسان کوچ داد و آنان در غرب آمودریا که آن را «آمُلِ زَم» نیز می‌خوانند، ساکن شدند.

در زمان ساسانیان: در عهد ساسانیان فرمانروایان طبرستان عنوان اسپهبد داشتند و شهر آمل از عمران و آبادانی برخوردار بود و مرکز ایالت مهم طبرستان بوده است.به طور کلی بر اساس اسناد و مدارک تاریخی تکوین شهر به زمان ساسانی برمیگردد.شهرطی مراحل تکوین خود از زیرساختها و عناصری چون ارگ حکومتی، محلات، آتشکده و بازار برخوردار گردید.در این الگوی استقرار قصر و عمارت حکومتی در موضع مکانی برتر با حصاری به دور آن قرار داشته است. بخش های ورای آن نیز شبستان یا سواد یا حومه را در بر می گرفته که مامن سکونت قشر اشراف مردم عادی بوده است.

در عصر صدر اسلام: در طبرستان مقارن شهور اسلام دودمانهایی بر آن سرزمین فرمانروایی داشتند که عبارت بودند از فرزندان گیل گاوباره (آل دابویه، نک‍: ﻫ م) از 15 تا 144ق 636 تا 761م، باوندیان از 94 سال پیش از هجرت پیامبر(ص) تا 750ق/1349م، قارن وندان (نک‍: آل قارن) از 52 سال پیش از هجرت پیامبر(ص) تا 224ق/839م (عسکری، 121-129)

بعد از پیامبر :  نخستین و دومین حملۀ مسلمانان به شرق طبرستان در 22 و 30ق/643 و 651م به هنگام خلافت عمر به سرداری سُوَیدبن مُقَّرن و سعیدبن عاص روی داد که درنتیجه گیل پسر گیلانشاه اسپهبد طبرستان تعهد کرد سالانه 000‘500 درهم جزیه بپردازد. گویند در سپاه سعیدبن عاص، حسن‌بن علی(ع)، امام دوم شیعیان نیز شرکت داشت. بعضی بنای پل آجری آمل و حتی بنای بابل امروزی را به امام حسن(ع) نسبت داده‌اند (ابن اسفندیار، 73). کوشش برای فتح طبرستان و شهرهای آن در ایام خلافت علی(ع) توسط مَصقَله بن هبیرۀ شیبانی فراهم شد، ولی با شهادت علی(ع) ناتمام ماند.

در زمان امویان: در زمان تسلط معاویه‌بن ابی‌سفیان، همین شخص متعهد فتح طبرستان شد و با 000‘4 سپاهی بدان سوی شتافت و دو سال تمام میان او و فرخان بزرگ جنگ ادامه داشت اما به تعویق افتاد.

در زمان عباسیان: تا آنکه ابوالخصیب نخستین والی طبرستان از سوی عباسیان در 144ق/761م پس از فتح این ناحیه به آمل آمد و دو سال فرمان راند. به نظر می رسد که با فتح شهر یک جابجایی در مکان آن نیز صورت گرفته است.چه در گذشته آتشکده ها در بخش شارستان قرار داشته است،حال آنکه بقایای حاصل از آتشکده ها در وضع موجود با فاصله ای قابل توجه از بافت قدیم قرار دارد.تحولی که در زمینه بینشی تحقق می یابد خود را در شکل مسجد جامع می نمایاند.وی مسجد ساری را بنا نهاد (حکیمیان، 17). گفته‌اند عمربن علاء از سوی ابوالخصیب با 000‘10 مرد به آمل آمد. مرزبان که از جانب اسپهبد بر آمل گمارده شده بود به مقابله پرداخت، ولی در جنگ کشته شد. درنتیجه عمربن علاء آمل را تصرف کرد (خواندمیر، 2/404) و آمل پایتخت والیان خلفا در طبرستان شد (رابینو، 58). پس از عزل ابوالخصیب، روح بن حاتم در 147ق/764م حکمران طبرستان شد، ولی به سبب جور فراوان معزول گشت و خالدبن برمک در 150ق/767م به جای او فرستاده شد. وی در خالد سرای آمل کاخی بنا نهاد و 4 سال در آنجا حکومت کرد (ابن اسفندیار، 181). پس از خالد عده‌ای دیگر در طبرستان حکومت کردند تا آنکه نوبت به عبدالحمید مضروب رسید و جور و ستم بسیار کرد. مردم که از ستم او به ستوه آمده بودند، دست به دامان خاندان کهن ایرانی که این زمان بر کوهستان حکومت داشتند، زدند و سرانجام به رهبری ونداد هرمزد از خاندان قارن‌وند در یک روز همۀ مأموران خلیفه را کشتند و مدتی دست امرای بنی‌عباس را از طبرستان کوتاه کردند. مهدی، خلیفۀ عباسی، امیرانی به طبرستان فرستاد که همگی شکست خوردند: سالم فرغانی که از سرداران بنام بود، نزدیک آمل در ناحیۀ «هر سه مال» به قتل رسید و سردار دیگری به نام فراشه دستگیر و به فرمان اسپهبد کشته شد (همو، 182-186). ناگزیر خلیفه فرزند خود موسی را روانۀ طبرستان کرد و منطقۀ جلگه بار دیگر به دست امرای بنی‌عباس افتاد. در زمان هارون‌الرشید در 177ق/793م مسجد جامع آمل به فرمان ابراهیم‌بن عثمان‌بن نَهیک بنا شد (همو، 72). دیوارهای آمل نیز در 179ق/795م به فرمان عبدالملک بن قعقاع تعمیر و مرمت گردید (همو، 189). در 224ق/839م مازیار پسرقارن آشکارا بر معتصم خلیفۀ عباسی خروج کرد و با بابک خرمی پیمان بست. وی باروی آمل را ویران کرد (زرین‌کوب، 546)، ولی چون مورد حملۀ عبداللـه بن طاهر قرار گرفت، از کردۀ خود پشیمان شد.

در زمان طاهریان علویان و سامانیان: از این پس طبرستان ضمیمۀ قلمرو طاهریان گردید و تا 250ق/864م در تصرف آنان بود. سلیمان بن عبداللـه بن طاهر عده‌ای از جمله محمدبن اوس را به حکومت آمل فرستاد و او در هر سال 3 نوبت از مردم آمل خراج می‌گرفت. مردمِ به جان آمدۀ آمل دست توسل به دامن علویان دراز کردند (ابن اسفندیار، 223-224) و سرانجام با حسن بن زید که مردی شجاع، کافی و عالم بود بیعت کردند (حکیمیان، 77). حسن بن زید در 250ق/864م دولت علوی را در طبرستان تأسیس کرد و آمل را مرکز آن ساخت و استیلای 106 سالۀ عباسیان را در این سرزمین پایان بخشید. نوشته‌اند که تا روزگار حسن بن زید مردم طبرستان و دیلمان هنوز به دین اسلام نگرویده بودند (اصطخری، 169) و از این پس مسلمان شدند (رابینو، 33). حسن بن زید معروف به داعی کبیر پس از بیعت مردم آمل در شوال 250ق/نوامبر 864م ادارۀ شهر را به شخصی به نام سیدمحمدبن ابراهیم سپرد (مرعشی، ظهیرالدین، 131). در 260ق/874م یعقوب بن لیث به طبرستان لشکر کشید و پس از فرار حسن بن زید وارد آمل شد. پس از درگذشت حسن بن زید، برادرش محمدبن زید نیز مدتی بر آمل فرمان راند. در 287ق/900م پس از کشته شدن محمدبن زید، طبرستان به دست سامانیان افتاد و پیروان او در جنگهای اطراف کوهستان البرز پنهان شدند. مدتی بعد ابومحمد حسن بن علی یکی از نوادگان علی بن حسین(ع) معروف به ناصرالحق با سید ناصرکبیر، به خونخواهی محمدبن زید در گیلان و دیلمان خروج کرد و روی به آمل نهاد (ابن اسفندیار، 259-260) و در 301ق/914م بر آمل مسلط شد (حکیمیان، 97). وی 4 سال با عدالت، نیک سرشتی و حقیقت‌خواهی حکومت کرد. مقبرۀ او در آمل به گنبد ناصرالحق و به قولی به گنبد کبود معروف است (همو، 99-100). پس از او حسن بن قاسم ملقب به داعی صغیر از 304 تا 316ق/916 تا 928م حکومت کرد و در مصلای آمل کوشکهای رفیع بنا نهاد (ابن اسفندیار، 276-277). در عهد او اهل آمل آسوده بودند (همو، 284). سیاحانی که بعد از ورود اسلام در دوره های مختلف از این شهر بازدید کرده اند اواسط قرن سوم تا اواخر قرن چهارم هجری را اوج شکوفایی شهر دانسته اند.این دوره مصادف با به قدرت رسیدن علویان می باشد و شهر آمل به عنوان مرکز طبرستان مورد توجه قرار می گیرد.مرکزیت سیاسی، موقعیت سوق الجیشی و مجاورت شهر با گذرگاههای بین منطقه ای، رشد و توسعه شهر را در ابعادی اجتماعی رقم می زند.

در زمان آل زیار و آل بویه و خوارزمشاهیان : پس از علویان، زیاریان و آل بویه که دست پروردۀ علویان و شیعی مذهب بودند، بر طبرستان فرمان راندند. در این زمان آمل رونق بسیار یافت به گونه‌ای که جغرافی‌نویسان اسلامی پیرامون صنایع و ابریشم آن مطالبی نگاشته‌اند. در 426ق/1035م شهر آمل مورد حملۀ مسعود غزنوی قرار گرفت و خرابی زیادی بر آن وارد آمد و بهشت آمل به ویرانه‌ای بدل شد. در 606ق/1209م در آمل به نام علاءالدین محمد خوارزمشاه خطبه خواندند و از آن پس خراج آنجا را به خوارزم می‌فرستادند.

در زمان مغول و ایلخانیان: این وضع تا حملۀ مغول در 616ق/1219م ادامه داشت (رابینو، 60). سلطان محمد خوارزمشاه در روزگار دربه‌دری، زمانی به آمل پناه برد (اقبال، 40). به هنگام یورش مغولان، آمل مورد حمله قرار گرفت و بیش از دیگر شهرهای این ناحیه صدمه دید (بارتولد، 241). ولی در عهد ایلخانیان آمل دوباره آباد شد، به گونه‌ای که شهر 70 مدرسه داشت (رابینو، 60).

در زمان مرعشیان:در 743ق/1342م و بار دیگر در 750ق/1349م در آمل بیماری وبا شیوع یافت (همانجا). کیاافراسیاب چلاوی که رقیب خاندان آل باوند بود، فخرالدوله حسن را در حمام آمل به قتل رسانید و تا 760ق/1359م بر منطقۀ آمل فرمان راند. از این پس مرعشیان که شیعه مذهب بودند بر طبرستان تسلط یافتند و آمل را پایتخت خود قرار دادند و مذهب شیعۀ اثناعشری را رسمیت بخشیدند.

در زمان گورکانیان: در 795ق/1393م امیر تیمور گورکان پس از گشودن قلعۀ ماهانه سر، به قتل عام اهالی آمل و ساری و دیگر نقاط مازندران پرداخت (بارتولد، 242) و سادات آن ناحیه را به ماوراءالنهر تبعید کرد. در روزگار شاهرخ میرزا پسر تیمور، سادات از تبعیدگاه به آمل بازگشتند و آن را دوباره آباد کردند، ولی از آن پس آمل دیگر نقش مهمی در تاریخ ایران ایفا نکرد (رابینو، 70).

در زمان صفویان: در عهد صفویان، به‌ویژه در زمان شاه عباس اول، مازندران مورد توجه قرار گرفت و راهی از استراباد و ساری به آمل احداث گردید (بارتولد، 243). در این زمان در آمل قصر و آب انباری به فرمان شاه عباس بنا شد و مقبرۀ میر قوام‌الدین (میر بزرگ) که به دست مأموران تیمور ویران گشته بود، به صورتی باشکوه تجدید بنا یافت (رابینو، 70-71). در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاصی داشتند.شاه عباس که از جانب مادر با سلاله مرعشیان خویشاوند بود به آمل علاقه زیاد داشت.به دستور او جاده کنار رودخانه هراز آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند.جاده شوسه ای که آمل را به ساری و گرگان وصل می کرد در زمان او احداث شد.آرامگاه با شکوه سید قوام الدین مرعشی را به فرمان او مجددا تعمیرات اساسی نمودند. به طور کلی می توان گفت که ساخت و ساز شهر بعد از اسلام نیز تداوم دوره قبل از خود را داشته است.با این تفاوت که در این دوره مسجد جامع به ساخت شهر افزوده می شود.و مقیاس شهر به لحاظ گسترش فعالیت های گوناگون وسیعتر از گذشته می گردد.رشد و توسعه بازار به صورت فرمی خطی باعث می گردد محلات مسکونی بیشتری را که مبنای زمینه های نژآدی، قومی و … شکل گرفته بودند، حول و حوش خود نظام دهد

در زمان افشاریان : در زمان نادرشاه افشار یک کارخانۀ آهن‌سازی برای ساختن گلوله‌های توپ و خمپاره و نعل اسب در نزدیکی آمل پی‌ریزی شد (کرزن، 2/609؛ محبوبی اردکانی، 41).

در زمان قاجار: در دوران حکومت قاجار، جاده‌ای از تهران به آمل و راه‌آهنی از محمودآباد به آمل کشیده شد (کرزن، 1/502-503؛ بارتولد، 243-244). از اواسط دهۀ دوم سدۀ 14ش آمل رو به آبادی نهاد و در آن بر پایۀ اسلوب صحیح، خیابانهای وسیع و موازی با رودخانۀ هزار همراه با چند خیابان فرعی و ساختمانهایی چون بیمارستان، مهمانخانه و ادارات دولتی بنا گردید (فرهنگ جغرافیایی ایران، 3/25).

این مطلب از سایت زیر نقل شده است

http://mycityamol.blogfa.com/post-22.aspx